پنج شنبه, 23 -8156 10:04

 


 

 

كارافريني و فناوري اطلاعات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

یک گروه «استارتاپ» را با «استارتاپ ویکند» اشتباه می‌گیرند، و گروهی هم هستند که استارتاپ‌ها را یک جور مد روز می‌پندارند و به ارزش‌هایی که شروع کردن یک استارتاپ می‌تواند برایشان داشته باشد باور ندارند.


حمیدرضا احمدی: یکی از بزرگترین اشتباهات کانون کارآفرینی ایران و بقیه فعالان حوزه استارتاپ‌ها، این بوده‌ است که کمتر در مورد معنی یک کسب و کار استارتاپی بحث و گفتگو کردیم و بسیار زیاد به معرفی استارتاپ ویکند، رویدادها و دورهمی‌های مختلف توجه کردیم. نتیجه‌اش هم این شده‌ است که یک گروه «استارتاپ» را با «استارتاپ ویکند» اشتباه می‌گیرند، و گروهی هم هستند که استارتاپ‌ها را یک جور مد روز می‌پندارند و به ارزش‌هایی که شروع کردن یک استارتاپ می‌تواند برایشان داشته باشد باور ندارند.

استارتاپ
این بحث را باید خیلی وقت پیش شروع می‌کردیم ولی به قولی جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعت است. در ادامه ۳ تعریف از یک استارتاپ آمده است که از منابع مختلف و تجربه شخصی به دست آمده اند. البته خیلی از جوانب کارآفرینی شهودی است و از طریق تعاریف و روش‌های بی‌شمار دیگری نیز می‌توان یک استارتاپ را تشریح کرد.

تعریف خیلی ساده یک استارتاپ: استارتاپ یک کسب و کاری است که قسمتی از آن مبتنی بر فناوری است. هر کسب و کار که بر پایه فناوری است، لزوما استارتاپ نیست، ولی همه استارتاپ‌ها به طرزی از وب، موبایل، اینترنت و تکنولوژی های جدید استفاده می‌کنند تا رشد بالایی داشته باشند و به تعداد کاربران بالایی برسند.



اگر هیچ علاقه‌ای به استارتاپ‌ها ندارید و تا صد سال دیگر هم نمی‌خواهید یک استارتاپ راه اندازی کنید، همین توضیح برای شما کافی است. توضیحات بهتر و دقیقتری هم هست که در ادامه خواهد آمد ولی همین توضیح کار شما را راه می‌اندازد. همانطور هم که می‌بینید، استارتاپ‌ها چیز عجیب غریبی نیستند که بعد از مدتی از «مد» بیافتند.

تنها وقتی حباب استارتاپ‌ها خواهد ترکید که چه در ایران، چه در سیلیکون ولی، مشتری‌ها از استفاده از تکنولوژی خسته بشوند. مثلا اگر یکی از مشتریان ثابت آمازون با خودش فکر کند که، نه خرید از طریق سایت آمازون همچین هم خوب نیست و ترجیح بدهد سوار ماشین شده، در ترافیک بشیند و به یک فروشگاه فیزیکی رفته و لپ تاپ جدیدش را حضوری با پول نقد بخرد. در آن حالت، احتمال سقوط استارتاپ‌ها بسیار بالا خواهد بود. در غیر این صورت به از مد افتادن این کلمه امیدوار نباشید.

 توضیح قدری پیچیده تر یک استارتاپ: در کنار رشد سریع و نسبتا ارزان، امکانی که نرم افزار و فناوری به این کسب و کارها می دهد Scalabity است، که مقیاس پذیری یا گسترش پذیری ترجمه شده است. مقیاس پذیری یکی از مهمترین شرط‌های یک استارتاپ است که توضیح آن کمی سخت و به شرح زیر است:

نا متناسب بودن رشد بالای یک کسب و کار، نسبت به هزینه‌های آن، مقیاس پذیری نام دارد.

آنچه گفته شده به چه معنی است؟ یعنی اگر به فرض درآمد کسب و کار شما نسبت به سال گذشته ۱۰ برابر شده باشد ولی هزینه هایتان ثابت مانده باشد، احتمالا به مقیاس پذیری رسیده اید.یا برعکس، اگر به فرض با ۲ برابر شدن درآمد کسب و کار شما، هزینه‌هایتان نیز ۲ برابر شود، این کسب و کار مقیاس پذیر نیست (حداقل در آن مقطع). توجه داشته باشید مقیاس پذیر بودن یا نبود ربطی به موفقیت کسب و کار شما ندارد و در حالت دوم سود شما نیز قاعدتا ۲ برابر شده و کسب و کارتان رو به رشد و پیشرفت است. ولی مقیاس پذیر نیست.

استارتاپ

استارتاپ

کسب و کارهایی که مقیاس پذیر نیستند، معمولا خیلی زود به سقف میخورد. رستوران سر کوچه شما فقط ظرفیت پذیرایی از ۱۰۰ نفر را دارد. اگر آن رستوران بخواهد درآمد روزانه خود را ۲ برابر کند، باید یک شعبه دیگر با آشپز، میز و صندلی و گارسون جدید بزند که هزینه هایش نیز ۲ برابر میشود. ولی استارتاپی مانند اینستاگرام را در نظر بگیرید که از صفر تا ۳۰ میلیون کاربر را در ۲۴ ماه طی کرد، ارزش یک میلیادر دلاری را از فیسبوک گرفت، ولی کلا ۱۳ تا کارمند بیشتر نداشت. هزینه های اینستاگرام نسبت به رشد و تعداد کاربرانش بسیار ناچیز بود. یا استارتاپ واتس اپ، که ۴۵۰ میلیون کاربر جذب کرده بود، به قیمت ۱۳ میلیادر دلار فروخته شد و ۵۰ تا کارمند بیشتر نداشت. این شرکت‌ها مقیاس پذیر‌ اند، و دقیقا ارزش بالای آنها هم بخاطر مقیاس پذیری آنها است.

استارتاپ

نرم افزار، وب، موبایل، تکنولوژی‌های جدید خیلی می‌توانند به مقیاس پذیری کسب و کار شما کمک کنند. چون یک سایت می‌تواند در ماه اول  به ۱۰ نفر سرویس دهد، همان سایت با سرور های قوی‌تر (که قیمت ناچیزی دارند) می‌تواند ماه بعد همان سرویس را به ۱۰ میلیون نفر عرضه کند.

پس استارتاپ‌ها کسب و کارهایی هستند که رشد بالایی دارند و (معمولا از طریق نرم افزار و فناوری) میخواهند به مقیاس پذیری برسند.

توضیح پیچیده‌تر: حالا شاید با خودتان بگویید که چه خوب، اگر می‌شود سرویس با ارزشی ارائه کرد که با هزینه‌های ناچیز میلیون‌ها کاربر داشته باشد، چرا همه استارتاپ نمی زنند؟

چون در حال حاضر هیچ فرمول ثابتی برای راه اندازی و رشد یک سرویس استارتاپی وجود ندارد. هیچ کس نمی‌تواند به شما بگوید که اگر فلان کار را شروع کنید و کیفیت محصولتان خوب باشد، بی شک در ظرف ۳ یا ۴ سال می‌توانید مثل زاکربرگ دنیا را بگیرید و میلیادر شوید.

همه استارتاپ‌ها در حال جستجو برای پیدا کردن مدل تجاری ای هستند که ۱) مقیاس پذیر باشد و ۲) مشتریان زیادی جذب آن شود. ترکیب این ۲ مورد باعث می‌شود که خیلی از استارتاپ‌ها شکست بخورند. آمار جهانی می‌گوید که از هر ۱۰۰ استارتاپ ۹۰  تا از آنها شکست می‌خورند، و از ۱۰ تای باقی مانده فقط شاید یکی از آن‌ها به موفقیت استارتاپ‌های معروفی مثل آمازون و فیسبوک و گوگل برسند. اکثر استارتاپ ها هیچ وقت نمی‌توانند مشتریان زیادی را جذب کنند.


استارتاپ
احتمال بالای شکست باعث شده است که استارتاپ‌ها به روش‌های چابک و ناب، بیشتر و بیشتر رو بیاورند. بجای اینکه از روز اول شرکتی ثبت کنند و سر سهم شراکت با هم دعوا کنند، یک گروه موقت تشکیل میدهند که از طریق آزمون و خطا، راه‌های مختلفی را امتحان کند. بجای اینکه ۶ ماه درب اتاق خود را ببندند و کد بزنند، در ظرف ۶ روز یک محصول اولیه ای به تعدادی مشتری عرضه میکنند تا ارزش‌های محصول خود را با توجه به بازخورد مشتریان بسنجند. بجای اینکه طرح تجاری ۱۰۰ صفحه‌ای تالیف کنند و سعی کنند پنج سال آینده را پیش بینی کنند، در ۱۰ ساعت مدل تجاری خود را بر روی بوم کسب و کار پیاده می کنند و قدم به قدم با مصاحبه با مشتریان اولیه خود، به اعتبارسنجی فرضیات کسب و کارشان می پردازند. استارتاپ‌ها لازم است با برداشتن قدم‌های کوچک‌تر، حساب شده‌تر و با ریسک پایین‌تر جلو بروند.

پس تعریف آکادمیک یک استارتاپ می‌شود:

یک سازمان موقت که در جستجوی یک مدل تجاری مقیاس پذیر و پایدار است.

ولی خوب این تعریف هم کاملا تمام زوایا و شرایط یک استارتاپ را توضیح نمی‌دهد. استارتاپ‌ها مثل شطرنج می‌مانند، قواعد بازی را می‌توان در چند دقیقه یاد گرفت ولی حرفه‌ای شدن، پیش‌بینی نیازهای بازار آینده، و ضریب موفقیت بالا، سال‌ها تمرین لازم دارد.

دلیلی که شور و شوق زیادی در ایران پیرامون مباحث استارتاپی است، جمعیت بالا، تحصیل کرده و جوان، به علاوه نفوذ اینترنتی بالای این کشور نسبت به کشورهای منطقه است. همچنین به دلیل راه اندازی ۳G توسط اوپراتورهای نسل اول و دوم و رشد بسیار بالای استفاده از تلفن‌های هوشمند، فضای مانور و گسترش بالایی در اختیار کسب و کارهای حوزه تجارت الکترونیک و استارتاپ ها قرار گرفته است. امیدواریم موفقیت آنها باعث انگیزه بیشتر در نسل بعدی از کارآفرینانی شود که صرفا به کارمندی و یا داشتن یک کسب و کار کوچک قانع نیستند

منبع : وبنا

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بسیاری اعتقاد دارند که انسان فقط موجودی اجتماعی است در حالیکه انسان از کودکی نشان می‌دهد که موجودی اجتماعی و اقتصادی است و وقتی شخصیتش شکل می‌گیرد، سیاسی و فرهنگی هم می‌شود.

مديريت در شهر اينترنتي پرند
اعتقاد نگارنده بر این است که کلمات و واژه‌هایی مانند مدیریت نامطلوب، مدیریت نا مناسب، سوء مدیریت و... واژه‌های صحیحی نمی‌تواند باشد چرا که مدیریت در معنای واقعی خود مدیریت است و این پدیده که سهمی مهم برای تغییر جهان در هزاره سوم دارد کلمه‌ای واضح و خالص است و هیچ پیشوند و یا پسوندی نمی‌تواند آنرا منفی و یا مثبت‌تر نماید.
زیرا این واژه خود تکمیل کننده بسیار از رشته‌های علمی از جمله مدیریت استراتژیک، ‌ مدیریت بازرگانی، مدیریت منابع و... می‌باشد.
تقسیم‌بندی مدیریت در مسیر مراتب عالی است و نمی‌توان آن را در جهت روش‌های منفی طبقه‌بندی کرد. بنابراین شایسته است مدیریت در دنیا را در وسط یک هرم فرضی قرار داده و زوایای این هرم را مدیریت اندیشه‌ها، ‌ مدیریت آینده‌ها و مدیریت نوآوری بدانیم.
مدیریت اندیشه‌ها شامل جمع‌آوری، ‌ اصلاح و بسط اندیشه‌های مدیریتی توسعه گرا می‌باشد، مدیریت انگیزه هادرحوزه دانش و مهارت و قابلیت بحث می‌کند. مدیریت نوآوری موضوعاتی مانند مدیریت بهره‌وری، مدیریت منابع، مدیریت تولید، اجرا، نظارت و ارزشیابی را در خود دارد. آنچه غیر از این هرم و زوایای آن عمل شود، مدیریت نیست و فقط جای حرف دال  با حرف رتعویض گردیده و تبدیل به مریدیت می‌گردد. فرد می‌تواند مرید مرئوس خود، مرید هوای نفس، ‌ مرید تفکرات غلط، مدیر سهامداران سازمان یا مرید مشتری و مرید... گردد و عملکرد خود را در فضای مریدیت ببرد. اما مدیریت در بتن خود قداست واعتبار علمی دارد وعملکرد در این فضا تما ما" ارزشمند میباشد.
 عملکرد مدیر و مرید تفاوت‌هایی دارد که دراین یادداشت به آن می‌پردازیم.
-مرید همواره به دنبال عوامل مقصر است حال آنکه مدیر به دنبال عناصر موثر است.
-مرید مصلحت‌گرا است و مدیر حقیقت‌گراست.
-مرید اهل تجلیل است و مدیر اهل تحلیل است.
-مرید به آموزش گیرندگان توصیه می‌کند بخوان و بنویس مدیر توصیه می‌کند خوب گوش کن و به زیبایی حرف بزن.
-مرید همواره توضیح می‌دهد مدیر استدلال می‌کند.
-مرید دیکته می‌کند مدیر انشاء می‌گوید.
-مرید اهل شایسته‌سواری است مدیر اهل شایسته سالاری است.
-مرید به دنبال پول، تجهیزات و نیروی انسانی برای پیشرفت است مدیر به دنبال دانش و مهارت و نوآوری است.
-مرید اهل وظیفه شناسی است و مدیر اهل احساس مسئولیت است.
-مرید تعصب بی‌جا دارد مدیر منطق به جا دارد.
-مرید اهل اتهام است و مدیر اهل اتحاد است.
-مرید آموزش را دوست دارد و مدیر پرورش را می‌پسندد.
-مرید اهل تحمیل است و مدیر اهل تدبیر است.
-مرید از فرد می‌ترسد مدیر از قانون می ترسد.
-مرید به دنبال استمداد است و مدیر به دنبال استعداد است.
-مرید اعتبار را دوست دارد و مدیر اعتقاد را دوست دارد.
-مرید با انتقام آرام می‌گیرد و مدیر با انتقاد یاد می‌گیرد.
-مرید اهل بحران است مدیر به دنبال جبران است.
-مرید همواره به دنبال برائت است و مدیر بدنبال برآیند است.
-مرید در انتظار برکت است و مدیر آغاز کننده حرکت است.
-مرید درون گراست و مدیر برون‌گر است.
-مرید بیکار است مدیر بیدار است.
-مرید اهل پرده‌دری است و مدیر اهل بهره‌وری است.
-مرید به دنبال سکوی پرتاب است و مدیر دارای عشق پرواز است.
-مرید پشیمان است و مدیر پشتیبان است.
-مدیر اهل پوشش خطاهاست مدیر اهل کوشش جلوگیری از اشتباهات است.
-مرید بدنبال پیشگویست مدیر پیشرو است.
-مرید تأیید می‌کند مدیر تأثیر می‌کند.
-مرید اهل تکثیر است مدیر اهل تدوین است.
-مرید اهل تجزیه است مدیر اهل تجربه است.
-مرید ترتیب را دوست دارد مدیر ترکیب را دوست دارد.
-مرید اهل تصور است مدیر اهل تحول است.
-مرید اهل تظاهر است و مدیر دارای تعادل است.
-مرید به دنبال تخمین است و مدیر دارای تضمین است.
-مرید تشویش دارد مدیر قابلیت تشویق دارد.
-مرید مسائل را تعبیر می‌کند مدیر پدیده‌ها را تفسیر می‌کند.
-مرید اهل تقابل است و مدیر اهل تفاهم است.
-مرید عاشق تحریم است و مدیر به دنبال تکریم است.
-مرید تمجید می‌‌کند و مدیر پروژه‌ها را تمرین می‌کند.
-سهم مرید حسرت است و سهم مدیر ثروت است.
-مرید توصیه‌گراست مدیر توسعه گراست.
-مرید نیازمند حمایت است مدیراهل جسارت است.
-مرید حسابرس است مدیر حسابگر است.
-مرید دست بوس است مدیر در دسترس است.
-مرید اهل درآمد است مدیراهل درآیت است.
-مرید دور (در اینجا منظور از دور، چرخش و دایره است) اندیش است مدیر دور (در اینجا منظور از دور، افق است) اندیش است.
-مرید دهان بین است مدیر جهان بین است.
-مرید اهل رابطه است مدیراهل ضابطه است.
-مرید رفیق است مدیر دقیق است.
-مرید اهل سازگاری است مدیر اهل سازندگی است.
-مرید سخنران است مدیر سخن‌دان است.
-مرید سربار است مدیر سرباز است.
-مرید اهل شفاعت است مدیر دارای شجاعت است.
-مرید اهل شهوت است مدیر دارای شهرت است.
-مرید عاشق است مدیر عاقل است.
-مرید عامل است مدیر عالم است.
-مرید غایب است مدیر بر مشکلات غالب است.
-مرید اهل غیبت است مدیر دارای قیمت است.
-مرید کارگزار است مدیر کارگشا است.
-مرید کاسب است مدیر کاشف است.
-مرید دچار فرسایش است و مدیر توانمند در گشایش است.
-مرید متخلص است و مدیر متخصص است.
-مرید متحجر است و مدیر متحرک است.
-مرید متعلق است و مدیر متعلم است.
-مرید متغیر است و مدیر متفکر است.
-مرید متقابل است و مدیر متمرکز است.
-مرید متناوب است و مدیر متوازن است.
-مرید متوقع است و مدیر متواضع است.
-مرید متوسل است و مدیر متوکل است.
-مرید اهل مطالبه است مدیر اهل مطالعه است.
-مرید مغلوب است مدیر مقبول است.
-مرید ناقل است مدیر ناطق است.
-مرید هنرپیشه است مدیر هنرمند است.
-مرید اهل یادگاری است مرید اهل یادگیری است.
-مرید آرایش را دوست دارد مدیر آرامش را دوست دارد.
-مرید اهل تمکن است و مدیر اهل تمدن است.
-مرید افراد را بکار اجبار میکند مدیر به افراد در کار الهم می بخشد.
-مرید وابسته به قدرت است ومدیر وابسته به حسن نیت است.
-مرید می گوید من مدیر می گوید ما.
-مرید خطا کار را افشا می کند مدیر روش اشتباه را نشان می دهد.
-مرید می گوید کار باید انجام شود مدیر می داند کار را چگونه انجام دهد.
-مرید توقع احترام دارد مدیر احترام را برمی انگیزاند
متأسفانه مرید فکر می‌کند موفقیت یعنی رسیدن به هدف اما مدیر اعتقاد دارد موفقیت یعنی رسیدن به نتیجه داخواه.

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعال

در طول دو سال و نیم گذشته ما با 65 کارآفرین ثروتمند مصاحبه کرده‌ایم و نظر آن‌ها را در مورد رازهای موفقیت جویا شدیم. نتایج این گفتگوها درخشان بود و نکات زیادی را دربر داشت. 

 

صحبت‌های آن‌ها الگوی ذهنی ما از موفقیت در تجارت را تغییر خواهد داد.

 

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، در طول دو سال و نیم گذشته ما با 65 کارآفرین میلیونر مصاحبه کرده‌ایم و نظر آن‌ها را در مورد رازهای موفقیت جویا شدیم. نتایج این گفتگوها درخشان بود و نکات زیادی را دربر داشت. صحبت‌های آن‌ها الگوی ذهنی ما از موفقیت در تجارت را تغییر خواهد داد. 

 

 شاید با نگاه به افراد موفق با خودمان فکر کنیم که چرا ما نتوانسته‌ایم به آنجا برسیم. گاهی اوقات نیز پیش می‌آید که مستقیم از آن‌ها بپرسیم راز موفقیتشان در چه بوده که تا این حد ثروتمند هستند. 

 توصیه مشترک 65 میلیونر برای پولدار شدن

حال یک مشکل نیز وجود دارد و آن سلیقه‌ای بودن توصیه آن‌ها است، اما این مشکل راه حلی هم دارد! اگر جامعه آماری بیشتر شود، دیگر سلیقه‌ای بودن معنایی ندارد. بنابراین با اطمینان این هفت مورد را بخوانید و سعی کنید آن‌ها را در زندگی خود پیاده کنید. 

 

1. هرگز فکر نکنید که شما بیشتر از کارکنانتان می‌دانید! 

 

وقتی در مورد رئیسی قدرتمند فکر می‌کنیم، شاید افرادی چون دونالد ترامپ به ذهنمان خطور کند؛ فارغ از فعالیت‌های سیاسی اخیر، او در کارش موفق بوده و احتمالا به کارمندانش نیز بها نمی‌داده است. اما همیشه هم اینطور نیست. 

 

ما این شانس را داشتیم تا با کسی مانند ریچارد برانسون، رئیس و بنیان‌گذار گروه شرکت‌های ویرجین، صحبت کنیم. نحوه ریاست او اصلا ما را متعجب نکرد. او می‌گوید: «من به حرف تمام کارکنانم گوش می‌دهم و به آن‌ها اعتماد دارم. اجازه می‌دهم تا ایده‌شان را پیاده کنند. هرگز فکر نکرده‌ام که بیشتر از آن‌ها می‌دانم.» به همین دلیل او تا این اندازه موفق بوده است. 

 

2. حساب شده گام بردارید 

 

در حوزه کارآفرینی و ایجاد کسب و کار به مراتب به ما گفته شده تا قدم بزرگی باید برداریم. اما این طور نیست. شما نباید دو گام بردارید و تمام پل‌های پشت سرتان را خراب کنید. در مصاحبه با ست گودین، کارآفرین و سخنران اهل ایالات متحده، متوجه شدیم که او دقیقا به همین نکته اشاره دارد. او می‌گوید که نباید بی‌گدار به آب زد و باید هوشمندانه گام برداشت. به عبارت بهتر، از مقیاس کوچک و از همین حالا کار خود را شروع کنید. 

 

3. همیشه هم حق با مشتری نیست! 

 

برخی از کارآفرینان فکر می‌کنند که دادن حق به مشتری همیشه فلسفه‌ای صحیح به دنبال دارد. اما ما از تیم فریس، مولف پرفروش‌ترین کتاب از نگاه نیویورک تایمز، یاد گرفتیم که همیشه هم حق با مشتری نیست. بنابراین، این کلیشه که باید در هر صورت به حرف مشتری عمل کرد، دیگر منسوخ شده است. 

 

فریس به ما آموخت که نباید اجازه سو استفاده را به مشتری داد. اگر مشتریان بی‌فایده را کنار بگذاریم، وقت بیشتری برای جذب مشتریان خوب خواهیم داشت که این کار در طولانی مدت باعث درآمدزایی بیشتر می‌شود. 

 

توصیه مشترک 65 میلیونربرای پولدار شدن

 

برای موفقیت نیازی نیست «آلبرت انیشتین» باشید، کافی است «آلبرت انیشتین» را استخدام کنید و به او پول خوبی دهید 

 

4. نیازی نیست باهوش باشید 

 

افرادی که قصد ایجاد کسب و کار دارند اغلب فکر می‌کنند که برای موفقیت باید باهوش‌ترین باشند. هوش نیز در حقیقت مانع بسیار بزرگی برای بسیاری از افراد است. 

 

لازم است تا اطمینان حاصل کنید که شرکت شما جزو بهترین‌ها است. با این حال، ما از نیل پاتل، بنیان‌گذار کیس‌متریک، آموختیم که برای موفقیت نیازی نیست باهوش‌ترین باشید؛ کافی است باهوش‌ترین را داشته باشید. در ضمن فراموش نکنید که به او پول خوبی بدهید تا با انگیزه و اشتیاق بیشتری بتواند ایده‌هایش را برای شما پیاده کند. 

 

5. در حل مشکلات «خودخواه» باشید 

 

کارآفرینان موفق در شغل خود بیشتر به این فکر می‌کنند که مشکلات دیگران را حل کنند. اینطور نیست؟ شاید. اما دانای راینگلمان، بنیان‌گذار وب‌سایت ایندی‌گوگو (وبسایتی جهت جمع‌آوری کمک‌های مالی مردمی برای اهداف خیریه و انسان دوستانه)، می‌گوید که برای موفقیت در تجارت باید به حل مشکلات خودتان تمرکز کنید. 

 

خانم راینگلمان در دهه سوم زندگی خود به مشکلی برخورد که فهمید آن مشکل فقط بر روی خودش تاثیر نمی‌گذارد؛ به عبارت بهتر، آن مشکل بر روی تمام مردم جهان تاثیر می‌گذارد و آن «دسترسی ناكارا به سرمایه» است. او هر روز به ایده‌هایش فکر می‌کرد، اما به جایی نمی‌رسید. دلیلش نیز عدم دسترسی به افراد مناسب برای تامین مالی اهدافش بود. او کاملا خودخواهانه، البته به معنای مثبتش، به مشکلاتش فکر کرد. اگر چالشی پیش رویتان است، به احتمال فراوان دیگرانی نیز وجود دارند که آن چالش را تجربه می‌کنند. 

 

 

توصیه مشترک 65 میلیونربرای پولدار شدن

 

باربارا کورکوران می‌گوید که یا در حیات خانه‌تان سرمایه‌گذاری کنید و یا در کاری که بهترین هستید 

 

6. در حیات خانه‌تان سرمایه گذاری کنید! 

 

برای کارآفرینی باید به سرعت بر فرصت‌های جدید تمرکز کنید، اینطور نیست؟ مصاحبه ما با باربارا کورکوران نشان داد که تمرکز بر بازارهای ناشناخته، مسیر میانبری برای شکست و ناکامی در تجارت است. 

 

او می‌گوید: «افرادی را دیده‌ام که بسیار باهوش‌تر از من بودند، اما اندازه تمام ثروت من پول از دست داده‌اند. می‌دانید حواسشان به چه چیزی نبود؟ آن‌ها نمی‌دانستند که باید در حیات خانه خودشان سرمایه گذاری کنند! منظورم از حیات خانه خودشان، همان دانش و تخصصی است که داشته‌اند. آن‌ها شنیده بودند که بازارهای دیگر سوددهی خیلی خوبی دارند و به آنجا رفتند، به همین دلیل تمام دارایی‌شان را باختند.» 

 

7. همه چیز به پول ختم نمی‌شود

 

برخی از کسب و کارها فقط به خاطر پول و مسائل مادی راه اندازی می‌شود، اما خوشبختانه همیشه هم اینطور نیست. 

 

ماری فورلئو، بنیان‌گذار شبکه Marie TV and B-School، از راز بزرگی پرده برداری کرد: «همه چیز به پول ختم نمی‌‎شود. در افراد موفقی که از نزدیک آن‌ها را می‌شناسم، انگیزه‌های دیگری دیده‌‎ام. همین اشتیاق عمیق آن‌ها است که تفاوت‌ها را رقم می‌زند.» 

 

اما بر سر افرادی که فقط و فقط به دنبال پول می‌گردند، چه می‌آید؟ آن‌ها در نهایت زمین خورده و می‌بازند. 

 

در مصاحبه با افراد موفق صدها درس آموختیم، اما موارد بالا اصلی‌ترین نکات مشترک آن‌ها بود. اگر قصد دارید شما هم از طریق منطقی و تلاش کردن به آن‌ها بپیوندید، بهتر است نکات فوق را همواره به خاطر بسپارید. 

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

دوستان و همیاران گرامی ، همراهی شما در دو سال گذشته بهترین افتخار ما بوده و در آینده نیز خواهد بود . سامانه شهر اینترنتی پرند در 6 مرداد 1393 مقارن با روز ملی کارآفرینی متولد شد و هدف اصلی این سامانه از ابتدا تا کنون در دسترس قرار دادن اطلاعات شهر جدید پرند به شهروندان بوده و هست .

تولد دوسالگی شهر اینترنتی پرند

آمار بازدید روزانه بالای 700 بازدید افتخاری برای ما از همراهی شماست .

 و نقطه قوتی برای معرفی کسب و کارهای پرند می باشد.

دویست و پانزده هزار بازدید تا به امروز و بیشترین آمار بازدید هم حدود 20 روز قبل که 799 بازدید برای یک روز ثبت شده بود جزء خاطرات خوب ما می باشد.

 

در پایان نیز همراهی تمامی کارآفرینان و صاحبان کسب و کار و مشاغل پرند را امید داریم تا این اولین سامانه ارائه دهنده خدمات الکترونیک با همراهی شما بتواند در کنار شما باشد.

 

 

 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

مجموع سرمایه‌های آمازون تا پایان سال 2013 میلادی بیش از 40 میلیارد دلار محاسبه شده است و از این رو ‌می‌توان رقم یاد شده را از حیث تولید ناخالص ملی بیش از نیمی از کشورهای جهان دانست

تاکنون فکر کرده‌اید که با 241 تریلیون دلار پول چه کارهایی می‌توانید انجام دهید؟ برای آنکه تصور بهتری از این عدد داشته باشید 12 صفر جلوی عدد 241 قرار دهید با این اتفاق شما هم‌اکنون سرمایه همه انسان‌های روی زمین را در اختیار دارید. البته نگهداری از این همه پول کار دشواری به‌نظر می‌رسد.

 

به گزارش ایران، اگر 100 برگه اسکناس 100 دلاری که ارزش آن 10 هزار دلار محاسبه می‌شود را روی هم بگذارید مکعبی با ضخامت 09 /1 سانتیمتر در اختیار خواهید داشت. بنابراین یک میلیون دلار ارتفاعی معادل یک متر را اشغال می‌کند و ارتفاع یک میلیارد دلار اسکناس 100 دلاری نیز یک کیلومتر محاسبه می‌شود. با این توضیحات اگر 241 تریلیون دلار اسکناس 100 دلاری را روی هم قرار دهید ستونی به ارتفاع 262 کیلومتر در اختیار خواهید داشت که با آن می‌توانید 68 درصد مسیر زمین تا کره ماه را بپیمایید. این اعداد و ارقام اندکی باورنکردنی به‌نظر می‌رسند، اما برخی شرکت‌های بزرگ درآمدهایی کسب می‌کنند که به همین بزرگی محاسبه می‌شود.

 

ثروت افسانه‌ای شرکت‌های فناوری

 

برای مثال، فروشگاه زنجیره‌ای و <المارت> با قدمت 52 سال به‌قدری بر گستره فعالیت‌های خود افزوده است که این روزها مجموع سرمایه‌های آن از بودجه 158 کشور هم بیشتر است. افزایش قابل ملاحظه سرمایه شرکت‌ها تا یک دهه قبل در فروشگاه‌های زنجیره‌ای، صنعت خودروسازی، شرکت‌های نفتی و... صورت می‌گرفت. اما آنچه هم‌اکنون قانون این ماجرا را تغییر داده، روی کار آمدن شرکت‌های بزرگ فناوری با درآمدهای کلان است که روز به‌روز بر سرمایه آنها افزوده می‌شود و ارزش آنها از بسیاری از کشورهای بزرگ جهان هم بیشتر شده است.

 

 اپل ارزشمندتر از کل سرمایه‌های امریکا

 

روزنامه تلگراف چاپ لندن در تازه‌ترین شماره خود توضیح داد که مجموع پول‌های نقد اپل از پول‌های ذخیره شده در وزارت خزانه‌داری بریتانیا هم بیشتر است. ارزش پول‌های نقد شرکت اپل هم‌اکنون بیش از 95 میلیارد پوند است که این رقم را می‌توان بیشتر از سرمایه‌ کشورهای مالزی، ترکیه و لهستان دانست. وزارت خزانه‌داری امریکا نیز سال گذشته اعلام کرد اپل از دولت امریکا هم بیشتر پول دارد و تمام این اتفاقات به واسطه سیاست‌هایی صورت گرفته است که «استیو جابز» در جریان تأسیس این شرکت اعمال کرد.

 

مرکز سرمایه‌گذاری ValueWalk با نزدیک شدن به پایان سال 2014 میلادی گزارش داده است که ارزش کل سرمایه‌های اپل از 700 میلیارد دلار هم فراتر رفته است و نه تنها می‌توان آن را ارزشمندترین شرکت جهان دانست، بلکه ارزش آن از کشور سوئیس هم بیشتر است. میزان تولید ناخالص ملی(GDP) سوئیس به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان برای سال 2014 میلادی 631 میلیارد دلار محاسبه شده است و از این رو می‌توان گفت اپل 10 درصد بیشتر ارزش دارد. این مرکز براساس محاسبات خود گفته است که اپل را به واسطه سرمایه‌هایی که دارد می‌توان بیستمین کشور ثروتمند جهان دانست. برای فهم بهتر این مسأله، سازمان ملل متحد فهرست 194 کشور جهان با بیشترین میزان تولید ناخالص ملی را منتشر کرده است و اگر قرار بود که اپل یک کشور باشد، می‌توانستیم بگوییم 10 درصد از تمام درآمدهای حاصل از تولید ناخالص ملی جهان در اختیار آن است و ساکنان این کشور بیشترین سطح رفاه عمومی را دارند. ارزش مالی اپل از بسیاری از کشورهای ثروتمند اروپایی بیشتر محاسبه می‌شود که از جمله آنها می‌توان به سوئد، نروژ، لهستان، بلژیک، اتریش، دانمارک، یونان، فنلاند، پرتغال و ایرلند اشاره کرد. همچنین گفته شده است که این شرکت از کشور ثروتمند امارت با تمام منابع طبیعی و ذخایر نفتی هم بیشتر می‌ارزد و در سال 2014 میلادی کشورهای عربستان و آرژانتین را هم پشت‌سر گذاشته است.

 

 آمازون ارزشمندتر از نصف جهان

 

مجموع سرمایه‌های آمازون تا پایان سال 2013 میلادی بیش از 40 میلیارد دلار محاسبه شده است و از این رو ‌می‌توان رقم یاد شده را از تولید ناخالص ملی در نیمی از کشورهای جهان بیشتر دانست. این شرکت اینترنتی سالانه حدود 34میلیارد دلار درآمد کسب می‌کند و هفته‌ای 137 میلیون مشتری دارد که این تعداد افراد 33 درصد بیشتر از جمعیتی هستند که در آخرین رأی‌گیری ریاست‌جمهوری امریکا شرکت کردند. روزانه 5/ 19 میلیون مشتری به سایت اینترنتی آمازون مراجعه می‌کنند که این رقم معادل تمام ساکنان شهر پکن است و البته با تمام امریکایی‌هایی که سالانه کمتر از 6 هزار دلار درآمد دارند، برابری می‌کند. آمازون یک‌دهم همه درآمدهای امریکای شمالی در حوزه تجارت الکترونیک را به خود اختصاص داده است، تعداد کاربران فعال آن در طول روز به اندازه یک کشور است و مجموع کاربران آن دو برابر کانادا محاسبه می‌شوند. در کتابخانه الکترونیکی آمازون به‌ازای هر یک نفر که روی کره زمین زندگی می‌کند 82 کتاب موجود است. این تعداد کتاب الکترونیکی کافی است تا دو برابر درختان آلاسکا، پارک ملی تونگاس و بزرگترین جنگل امریکا حفظ شوند. درآمد سالانه این شرکت از تولید ناخالص ملی نیمی از کشورهای جهان بیشتر است و بر این اساس گفته شده است که آمازون هر سال 17 برابر سیرالئون، 2 برابر هندوراس و 6 برابر رواندا درآمد کسب می‌کند.

 

 مایکروسافت ارزشمندتر از بریتانیا

 

مجموع سرمایه‌ نقدی مایکروسافت به عنوان بزرگترین شرکت نرم‌افزاری جهان 50 میلیارد پوند محاسبه می‌شود که این رقم 45 میلیارد پوند از سرمایه نقدی اپل کمتر است. با وجود این درحالی که ارزش پول نقد ذخیره شده در وزارت خزانه‌داری بریتانیا 41 میلیارد پوند محاسبه می‌شود، مایکروسافت بیشتر از این کشور ارزش دارد. مجموع سرمایه‌های مایکروسافت در بازار جهانی بیش از 343 میلیارد دلار است و فوربز آن را دومین برند ارزشمند دنیا می‌شناسد.

 

غول نرم‌افزاری جهان امسال حدود 87 میلیارد دلار درآمد کسب کرده است و در مقایسه با میزان تولید ناخالص ملی کشورها، مایکروسافت می‌تواند برای سال 2014 رتبه 63 را به خود اختصاص دهد و به عبارت دیگر این شرکت می‌تواند به عنوان شصت‌وسومین کشور جهان از نظر میزان تولید درآمد معرفی شود. ارزش درآمد امسال مایکروسافت از ارزش تولید ناخالص ملی کشورهایی مانند عمان، کوبا، آذربایجان، کرواسی، لوکزامبورگ، اروگوئه، لبنان، سوریه، کنیا، بحرین و... بالاتر محاسبه

شده است.

 

از نظر میزان پول نقدی که در اختیار کشورها و شرکت‌های بزرگ است به‌ترتیب می‌توان گفت که اپل، مالزی، ترکیه، لهستان، اندونزی، مایکروسافت و دانمارک بیشترین ارزش را دارند.

 

 علی بابا کشور 27 هزار نفری

 

در حال حاضر بیش از 27 هزار نفر معادل جمعیت یک شهر برای شرکت چینی Alibaba کار می‌کنند که البته یاهو 24 درصد سهام آن را در اختیار دارد و همین میزان سهام بیش از 30 میلیارد دلار می‌ارزد. ارزش کل شرکت یاهو به همراه سهامی که از شرکت Alibaba در اختیار دارد درمجموع 40 میلیارد دلار محاسبه می‌شود. بیش از 60 درصد بسته‌های که در چین جابه‌جا می‌شوند به خریدهای انجام شده در سایت Alibaba مربوط هستند و 80 درصد درآمد حاصل از تجارت الکترونیک در کشور چین نیز به این شرکت اختصاص می یابد. شرکت Alibaba اعلام کرده است که بیش از 40 میلیون مشترک ثبت شده در 240 کشور جهان دارد و محصولات روی سایت آن در 6 هزار موضوع مختلف به فروش می‌رسند.

 

این شرکت از فیس‌بوک، IBM و آمازون هم بیشتر می‌ارزد و نخستین شرکت جهان محسوب می‌شود که در حوزه خدمات تجارت الکترونیک در طول یک سال بیش از یک تریلیون دلار پول جابه‌جا کرده است. با رشد 8 /2 درصدی ارزش سهام Alibaba در ماه گذشته، ارزش مجموع سرمایه‌های آن در بازار جهانی بیش از 247 میلیارد دلار است و میزان پول نقد آن حدود 10 میلیارد دلار محاسبه می‌شود که با این رقم می‌توان آن را در فهرست تولید ناخالص ملی کشورهای مختلف جهان در رتبه 128 قرار داد. با این توضیح ارزش پول نقد شرکت Alibaba را می‌توان از کشورهایی مانند نیکاراگوئه، سودان، زیمبابوه، مالت، تاجیکستان، هائیتی، گینه، قرقیزستان و... بالاتر دانست. با همه این توضیحات باید توجه داشت که نام شرکت‌های موفقی چون گوگل، سامسونگ، فیس‌بوک، IBM، یاهو، eBay، سیسکو و... در این فهرست خالی است که هر یک از آنها رکوردهای مشابهی را به ثبت رسانده‌اند.

صفحه3 از8

پکیج و رادیاتور پرند


 

 

 

مشاغل و كسب و کارها

Menu

شهر اینترنتی پرند

اولین و بزرگترین سامانه ارائه خدمات الکترونیکی جهت دسترسی هر چه بهتر و سریعتر شماهمشهریان گرامی به اطلاعات کسب و کار و سایر نیازمندیها در شهر جدید پرند می باشد.

 تماس با ما

Go to top