جمعه, 23 -8156 03:57

 


 

 

كارافريني و فناوري اطلاعات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بر اساس گزارش نشریه فورس، ایوان اشپیگل 24 ساله، مدیرعامل شرکت اسنپ‌چت، با داشتن  یک میلیارد و پانصد میلیون دلار ثروتمندترین جوان سال 2015 لقب گرفت. ارزش شرکت او 10میلیون دلار درسال 2014 اعلام شد و در ماه فوریه، ارزش شرکت به دوبرابرخود یعنی 19میلیون دلار رسیده است. اشپیگل فارغ التحصیل دانشگاه استنفورد است و در رشته طراحی محصول به تحصیل پرداخته است. او دو نرم افزار طراحی کرده است که در آن پیام تصویری در کمتر از 10ثانیه فرستاده می شود. اسم این نرم افزارها به نام های پيكابو و فلاپد مي باشد .  این نرم افزارها درپاییز 2011به بازار آمده و امروزه بیش از 100میلیون نفر در ماه از این نرم افزارها به صورت رایگان استفاده می کنند. اشپیگل با جدا کردن حق مالکیت خود از فیسبوک باعث رشد 15 درصدی سهام شرکتش شد

picaboo  -flopped

 

منبع : بيز واچایوان اشپیگل

 

 

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

كسب و كار اينترنتي

 

1. وقتی جوان هستید تعهدات کمتری دارید
بگذارید کمی صادق باشیم: همه ایده‌ها به موفقیت نمی‌رسند و پول‌ساز نمی‌شوند. کسب‌وکارهای اینترنتی جدیدی هرروز شروع به کار می‌کنند و تنها تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها موفق می‌شوند. درصورتی‌که کسب‌وکارتان از بین برود، از نو شروع کردن بدون مسؤولیت‌های مالی و تعهداتی که بیشتر افراد بزرگ‌سال با آن مواجه هستند، آسان‌تر خواهد بود.
2. تا مدت‌ها ازلحاظ مالی تأمین خواهید بود
یک کسب‌وکار اینترنتی می‌تواند توسعه یافته و به یک منبع درآمد ثابت و تقریباً خودکار تبدیل شود. درواقع، چندین راه برای ایجاد کسب‌وکارهای اینترنتی وجود دارد که در سال درآمدی 7 رقمی خواهند داشت. تصور کنید می‌توانید دهه سوم زندگی خود را این‌گونه بگذرانید که کسب‌وکاری اینترنتی و موفق ایجاد نمایید و درحالی‌که کارهای جدیدی را آغاز می‌کنید و منابع درآمدی بیشتری به داشته‌های خود می‌افزایید، این کار برای شما درآمدزایی کرده و از آن کسب پول می‌نمایید.
3. سریع‌تر به رشد و بلوغ فردی خواهید رسید
هیچ‌چیز سریع‌تر از داشتن مسؤولیت‌های یک کسب‌وکار موجب نمی‌شود کسی به پختگی برسد. قوانین کسب‌وکار با سن تغییر نمی‌کنند. کسی که در 50 سالگی کسب‌وکاری راه می‌اندازد با همان خطرها و مسؤولیت‌هایی مواجه است که افراد در 20 سالگی مواجه می‌شوند. مدیریت یک کسب‌وکار درس‌های بسیاری در زندگی به شما می‌دهد و هرچه در سن پایین‌تری این درس‌ها را بیاموزید، زودتر به کمال خواهید رسید.

 

 

4. از طریق فضای مجازی می‌توانید در همه جای دنیا کار خود را انجام دهید
سال گذشته مقاله مشهوری در سایت تریلیست منتشر شد که به‌صورت ویروسی همه‌جا پخش شد و در آنجا چندین دلیل آورده شده بود که چرا شما باید در دهه سوم زندگی‌تان کار خود را رها کرده و به سفر بروید. این دلایل از تجربه کردن دنیای واقعی گرفته تا حسرت نخوردن در سنین بالاتر به خاطر نرفتن به این سفرها را شامل می‌شد. واقعا نیازی نیست کار خود را متوقف کرده و خرد خرد پول جمع کنید تا به سفر دور دنیا بروید. اگر به اینترنت دسترسی داشته باشید، می‌توانید کسب‌وکار اینترنتی خود را از هر گوشه جهان مدیریت کنید.

 

مدیریت چنین کسب‌وکاری در سواحل کاستاریکا سخت‌تر از انجام این کار در آپارتمانی در نیویورک نخواهد بود و شما همان مشکلات و چالش‌هایی را خواهید داشت که هر کارآفرینی با آن‌ها مواجه می‌شود؛ اما این گزینه که کار را در هرجایی یا در حین مسافرت انجام دهید، عین واقعیت است. شما الزاماً چنین آزادی‌ئی را در 30 یا 40 سالگی نخواهید داشت.
5. برای شروع، تعهدات مالی و مخارج کمتری خواهید داشت
پیش از رونق اینترنت و تجارت الکترونیک، راه‌اندازی کسب‌وکار در 20 سالگی بسیار سخت بود. دستیابی به وام‌های بانکی، اعتبار و اجاره املاک برای جوانانی که می‌خواستند کارآفرین باشند، به‌آسانی امکان نداشت.
با مقایسه کسب‌وکارهای اینترنتی با کسب‌وکارهای سنتی و غیر اینترنتی متوجه می‌شویم که کسب‌وکارهای اینترنتی مخارج کم‌تری داشته و تعهدات مالی کمتری نیز ایجاد می‌کنند. این امر موجب می‌شود کارآفرینان جوان پس از دوران کالج بتوانند به رؤیاهایشان تحقق بخشند یا حتی همگی کالج را ترک کنند.

 

سایر مزایای راه‌اندازی یک کسب‌وکار اینترنتی در 20 سالگی چیست؟ نظرات خود را با ما در قسمت زیر در میان بگذارید.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 اشتباهی که ما همیشه مرتکب آن می شویم اینست که برای بدست آوردن سرمایه ای هنگفت ، تمام تمرکز خود را متوجه راه های مادی ، بدست آوردن سرمایه های لازم برای کسب و کار و شیوه هایی برای اداره ی کسب و کارمان می کنیم به طوری که دلایل اصلی موفقیت را فراموش کرده و از ظرفیتهای خود غافل می شویم .

 

راز های سه گانه ایجاد یک کسب و کار موفق

1- علم آموزی

 پر سود ترین و بهترین سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری در جهت کسب علم و مهارت است . یکی از دوستان برایم تعریف می کرد که رفیقی دارد که خیلی مایه دار است و به قول معروف بچه پولدار ؛ کار و بارش هم خیلی خوب بوده ولی تمام سرمایه اش را جمع کرده و رفته انگلستان تا آن جا مدرک phd بگیرد. خب شاید با خودمان بگوییم که بی عقلی کرده است و فلان و بهمدان ولی باید قبول کنیم که پول بدون علم ، هیچ وقت نمی تواند سعادت و خوش بختی را برایمان فراهم کند.

 امروز ، در تمام جهان علم است که حرف اول را می زند و همه ی قدرت های جهان سعی دارند خود را در زمینه های علمی ارتقاء دهند . پس اگر می خواهید در دنیای امروز حرفی برای گفتن داشته باشید باید در یک زمینه ی کاری تخصص داشته باشید.

 اگر امروز هزار تومان در راستای کسب علم سرمایه گذاری کنید مطمئن باشید که در آینده میلیون ها تومان برداشت خواهید کرد.

 

2- کسب اخلاق و مهارت های اجتماعی 

 کسب و بدست آوردن مهارت های اجتماعی پس از علم آموزی بهترین چیز برای سرمایه گذاری است . داشتن اخلاقیات خوب و پسندیده خود به خود می تواند برای شما پول را به ارمغان بیاورد!!

 شاید از این حرف کمی تعجب کرده باشید ، اما بدانید دنیای کنونی که رفته رفته به سوی نابودی اخلاق انسانی و انسانیت پیش می رود ، نسبت به انسانهای خوب و درست کار تشنه تر می شود ! همه ی سرمایه گذاران ، مدیران ، روسای شرکتها و کارخانجات و خلاصه صاحبان کسب و کار به دنبال کسانی می گردند که بتوانند به آنها اعتماد کنند ، با او مشاوره کنند ، از او کمک بگیرند ، کار های خود را به او واگذار کنند و حتی او را جانشین خود در امور روزمره شان قرار دهند.

 آنها به افرادی نیاز دارند که رو راست و صادق باشند ، خوش برخورد باشند و اخلاقی زیبا و نیکو داشته باشند ، زیرک و فهمیده باشند و همت و پشتکارشان از دیگران بیشتر باشد.

 

3- فن بیان و سخنوری

 جالب است بدانید که شما اگر هیچ علم یا مهارت دیگری هم نداشته باشید و حتی اگر دیگران شما را فردی بسیار بد اخلاق و تند خو به حساب بیاورند ، با داشتن کمی زیرکی و داشتن مهارت سخنوری و سخنرانی ، می توانید بدون داشتن اندک سرمایه ای به پول و سرمایه ی هنگفتی دست پیدا کنید!!

 اگر واقعا فکر می کنید که این امر امکان پذیر نیست ، می توانید زندگینامه ی برخی سیاستمداران جهان را مطالعه کنید !! خوب است در این جا داستانی را ذکر کنم که منظورم را روشن کند:

  "دموستنس، خطیب و سیاستمدار معروف یونان قدیم ، که با ارسطو در یک سال متولد و در یک سال درگذشته اند، از آغاز رشد و تمیز و سالهاى نزدیک بلوغ براى ایراد سخنرانى آماده مى شد، ولى نه براى آنکه واعظ و معلم اخلاق خوبى باشد، و نه براى آنکه بتواند در مجامع مهم و سخنرانیهاى سیاسى و اجتماعى نطق ایراد کند، و نه براى آنکه در محاکم قضایى وکیل مدافع خوبى باشد، بلکه فقط به خاطر اینکه علیه کسانى که وصى پدرش و سرپرست خودش در کودکى بودند، و ثروت هنگفتى که از پدرش به ارث مانده بود خورده بودند، در محکمه اقامه دعوى کند.

 مدتى مشغول این کار بود. از مال پدر چیزى بدستش نیامد، اما در سخنورى ورزیده شد، و بر آن شد که در مجامع عمومى سخن براند. در آغاز امر چندان سخنورى او موردپسند واقع نشد، عیبهایى در سخنرانیش چه از جنبه هاى طبیعى مربوط به آواز و لهجه و کوتاه و بلندى نفس ، و چه از جنبه هاى فنى مربوط به انشاء و تعبیر دیده مى شد ولى به کمک تشویق و ترغیب دوستان و با همت بلند و مجاهدت عظیم ، همه آن معایب را از بین برد. خانه اى زیرزمینى براى خود مهیا ساخت و تنها در آنجا مشغول تمرین خطابه شد. براى اصلاح لهجه خود ریگ در دهان مى گرفت و به آواز بلند شعر مى خواند. براى اینکه نفسش قوت بگیرد رو به بالا مى دوید، یا منظومه هاى طولانى را یک نفس مى خواند. در برابر آئینه سخن مى گفت ، تا قیافه خود را در آئینه ببیند و ژستها و اطوار خود را اصلاح کند. آن قدر به تمرین و ممارست ادامه داد، تا یکى از بزرگترین سخنوران جهان گشت.

 پس سعی کنید قبل از این که به کسب در آمد بیاندیشید و پیش از آن که پروژه ای را شروع نمایید برای داشتن موارد سه گانه ی بالا تلاش نمایید و فراموش نکنید که راز موفقیت شما در کسب و کارتان ، مقدار تلاشیست که در جهت به دست آوردن موارد بالا کرده اید

  

منبع : وبلاگ کارخانه تبدیل فکر به ثروت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

شما می توانید هر چیزی را که می خواهید در زندگی خود بدست آورید اگر به دیگران به اندازه کافی از آن چیزی که می خواهند بدهید! اگر چیز با ارزشی ارائه نکنید چیز با ارزشی هم بدست نخواهید آورد. سبک معامله شما تمول شما را تعیین می کند.

 

نحوه معامله و برخورد با مردم میزان موفقیت مالی شما را مشخص می کند. هیچ کار دیگری بیش از این بر درآمد شما تاثیر نخواهد گذاشت. ال. رون هوبارد 4 نوع مبادله ارزش مشخص کرده است.

 

 

 

1. گروهی را در نظر بگیرید که پول می گیرند ولی هیچ چیز تحویل نمی دهند. این روش همان کلاهبرداری است. - ال. رن هوبارد

 

مثال هایی برای این نوع دسته می توان نام برد به این شرح:

 

- شما به عنوان پیش پرداخت 1000 دلار به شرکتی می پردازید تا در آینده یک اتومبیل به شما تحویل دهد اما این شرکت اعلام ورشکستگی می کند و شما هیچ خسارتی دریافت نمی کنید. (بر اساس قوانین آمریکا)

 

- یک لوله کش لوله منزل شما را شل می کند و نشتی را به شما نشان می دهد و سپس آنرا برای شما تعمیر می کند و 159 دلار از شما بابت دستمزد دریافت می کند.

 

- بعضی افراد در اداره شما از زیر کار در می روند. برای کار کردن کلی بهانه جویی می کنند، رئیس خود را سردرگم می کنند، کار خاصی انجام نمی دهند و آخر ماه حقوق خود را تمام و کمال دریافت می کنند.

 

 

 

2. دومین نوع تحویل مشکل دار است. برای یک سفارش تعدادی یا کلی پولی پرداخت می شود و فقط قسمتی از آن تحویل مشتری می شود یا کالایی معیوب به مشتری تحویل داده می شود. - ال. رون هوبارد

 

مثال ها:

 

- غرفه ای در یک نمایشگاه تجاری یا بازار به شما بقایای یک گاو دو سر را به عنوان کالایی با ارزش عرضه می کند اما در حقیقت اسکلت هایی عجیب به شما نشان داده اند.

 

- به یک آژانس مسافرتی برای یک تور 99 دلار می پردازید و در نهایت از هتلی بد بو و کثیف سر در می آورید.

 

- یک کارمند به جای اینکه کار کند روزنامه می خواند، در اینترنت به گشت و گذار می پردازد، با تلفن وقت تلف می کند. در حالیکه برای زمانیکه آنجا حضور دارد پول می گیرد.

 

 

 

3. نوع سوم به عنوان تجارت قانونی و منصفانه شناخته می شود. در این نوع معامله سفارش و پول دریافت شده و کالا و خدمات دقیقا به همان شکلی که در خواست شده ارائه می گردد. - ال. رن هوبارد

 

بیشتر کسب وکار های موفق از این روش استفاده می کنند

 

- برای دو عدد تخم مرغ تازه پول می پردازید سپس دو عدد تخم مرغ تازه دریافت می کنید.

 

- کارمندی استخدام می کنید که به ازای هر ساعت کارش 10 دلار دستمزد می گیرد و کارمند شما پس از 40 ساعت کار 400 دلار دستمزد می گیرد.

 

- برای قبض برق خود پول می پردازید و از الکتریسیته استفاده می کنید.

 

 

 

4. نوع چهارم کمتر معمول است و می توان به آن معامله در فراوانی گفت. در این نوع معامله شما چیزی رایگان دریافت نمی کنید ولی به ازای پولی که می پردازید کالا و خدمات بیشتری دریافت می کنید. این روش هنوز هم در دنیای کسب و کار جدید است و می توان از آن برای موفقیتی فوق العاده بهره برد. ال. رن هوبارد

 

کسب و کار ها و افرادی که از این روش بهره می برند در حالیکه رقبا اوضاع خوبی ندارند پیشرفت می کنند و کار خود را توسعه می دهند.

 

- شما به یک نقاش پول می دهید تا یک تابلوی نقاشی برای شما بکشد و او علاوه بر اینکه نقاشی شما را آماده می کند بدون اینکه پول اضافی از شما بگیرد آنرا قاب هم می گیرد.

 

- شما به  یک گروه سرمایه گذاری املاک پول می دهید و آنها 12 درصد سود سالیانه را تضمین می کنند اما 15  درصد سود نصیب شما می شود.

 

- کارمند شما فقط کار خود را انجام نمی دهد بلکه کارمند جدید را هم آموزش می دهد و بدون چشم داشتی تجربیات خود را در اختیار او قرار می دهد او وقتی که کارمند دیگر بیمار است کار هایش را انجام می دهد و موقتا مسئولیت های او را هم قبول می کند بدون اینکه پول بیشتری در خواست کند.

 

کارمندانی که بیشتر از آنچه دریافت می کنند خدمت می کنند ترفیع می گیرند، پاداش می گیرند مزایای بیشتر و بسیاری چیز های دیگر نصیبشان می شود. و همینطور امنیت شغلی آنها بسیار بالاتر از دیگر کارمندان است.

 

کسب و کار هایی که با سخاوت با مشتری رفتار می کنند بیشترین مشتری را خواهند داشت و سرمایه گذاران تمایل زیادی به سرمایه گذاری روی چنین کسب و کاری خواهند داشت. چون وفاداری مشتریان تضمین شده است.

 

با اولین نگاه به نظر می رسد که اگر بیش از انتظار مشتری به او کالا و خدمات بدهیم ضرر خواهیم کرد. اما در حقیقت شما برای شناساندن و مطرح کردن خود در بازار تلاش کرده اید. و به کسب و کار خود ارزش بیشتری افزوده اید بدون اینکه برای تبلیغات خرج کرده باشید.

 

بلاخره شما سر تر از همه خواهید بود و مردم می خواهند با شما کار کنند چون در صدر قرار دارید. و شرکت شما در رقابت برتر از همه خواهد بود. شهرتی پیدا می کنید که بیش از انتظار شماست و بسیار بیش از سودی که از آن چشم  پوشی کرده اید بدست خواهید آورد.

 

بنابراین به جای اینکه سعی کنید پول بیشتری بدست بیاورید سعی کنید ارزش بیشتری ارائه نمایید و این را سبک کار خود قرار دهید و ببینید چه رخ می دهد!

 

منبع : يادبگير دات کام

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

علی‌اصغر جهانگیری کارآفرین برتر کشور و یک ایده‌پرداز و تولیدکننده باذوق است که تا به حال صدها کارخانه در سراسر ایران تاسیس كرده است و خیلی صفات اینچنینی دیگر دارد اما این تعریف درستی از مردی نیست که از نزدیک او را شناختم. او یک انسان خاص است و شاید از نظر خیلی‌ها پیر به نظر برسد اما از خیلی از جوانان پرامیدتر و قبراق‌تر است. مهندس جهانگیری را می‌توان در بین این سطور بیشتر شناخت که اگر فقط 10درصد از توان او استفاده شود بیکاری در ایران بی‌معنی می‌شود. 

 

 راه و روش پولدار شدن به نقل از مهندس جهانگیری

 

راه ‌موفقیت

علی‌اصغر جهانگیری هستم. در یكی از روستاهای محروم مازندران به نام كندلوس به‌دنیا آمدم. پس از فارغ‌التحصیلی از رشته شیمی به كارهای مختلف مشغول شدم تا اینكه یك آگهی در روزنامه دیدم كه سازمان ملل یك بورسیه به 26 كشور درحال توسعه داده بود. من با اینكه متاهل بودم و مشغول كار، قبول شدم و به اتریش رفتم. در رشته پلیمر پلاستیك فارغ‌التحصیل و همان‌جا در اروپا استخدام شدم و صنایع پلاستیك 15 كشور اروپایی را تحت نظر گرفتم اما پس از مدتی دلم طاقت نیاورد و به ایران بازگشتم.

 

خودمان را بشكنیم و دوباره بسازیم

من در 32 سالگی، متاهل با یك بچه و با 2 هزارتومان پس‌انداز از كار بیكار شدم. دوستم، مهندس بازرگانی مشوقم بود و گفت برای اینكه خودمان را بسازیم، باید اول خودمان را بشكنیم. با این ایده و با جیب خالی شروع به‌كار كردیم. مهندس بازرگانی تحقیق كرده بود كه فروش بشكه‌خالی سود زیادی دارد. اول خجالت می‌كشیدم و فكر می‌كردم زشت است كه من، مهندس جهانگیری با 10سال سابقه مدیرعاملی تولیددارو، بشكه خالی بفروشم اما سرانجام دست‌به‌كار شدیم. یك وانت كرایه كردیم و هر روز به كارخانه‌های مختلف می‌رفتیم و بشكه خالی می‌خریدیم و می‌فروختیم. پس از مدتی در خیابان رسالت یك مغازه اجاره كردیم و با پولی كه در این چندسال درآورده بودیم، اولین كارگاهمان را افتتاح كردیم.

 

 

مایع ظرفشویی با رایحه توت‌فرنگی

همیشه نبض مردم و ذائقه آنها دستم بود. می‌دانستم كه خرید خانه با خانم‌هاست و اگر بتوانیم آنها را راضی كنیم موفق می‌شویم. با این دید و اینكه خانم‌ها از رنگ قرمز خوششان می‌آید،‌ اولین مایع ظرفشویی ایران با رایحه توت‌فرنگی را تولید كردیم و همان‌جا با چند كارگر روزمزد، گروه كارخانجات هگزان شروع به كار كرد. این مایع ظرفشویی به قدری پرطرفدار شد كه بازارسیاه برایش به راه افتاد و همه دوست داشتند آن را داشته باشند.

 

 

بیكاری امثال من 5 دقیقه طول می‌كشد

همان‌روزی كه از تولیددارو بیرون آمدم به هیأت‌مدیره گفتم بیكاری امثال من 5 دقیقه هم طول نمی‌كشد البته باور نمی‌كردم چنین اتفاقی بیفتد! اما واقعا 5 دقیقه هم طول نكشید و درحال بیرون آمدن از شركت بودم كه پرده‌فروش سر كوچه شركت صدایم كرد و گفت: آقای مهندس هر روز قبراق و سرحال از اینجا رد می‌شدید، چرا ناراحتید؟ گفتم بیكار شده‌ام. او گفت: بازار ما هم كساد شده، ما قلاب پرده تولید می‌كردیم اما دیگر كسی نمی‌خرد چون به صرفه نیست و گیره‌های آهنی به دلیل تولید سروصدا دیگر طرفدار ندارد. به او گفتم چرا این گیره‌ها را با پلاستیك نمی‌سازی و او گفت: تو اگر با پلاستیك بسازی چقدر تمام می‌شود؟ گفتم 5/1 ریال. او گفت: تو تولید كن، من 3 ریال از تو می‌خرم، 7 ریال به مغازه می‌فروشم و مردم هم 10 ریال آن را می‌خرند و همان‌جا سفارش 6 میلیون گیره پرده گرفتم و واقعا 5 دقیقه هم بیكار نماندم.

 

همیشه درآمدزا بودم

از همان بچگی درآمدزا بودم. در 8سالگی با اینكه پدرم پولدار بود، آدامس خروس‌نشان به روستا می‌بردم و می‌فروختم. در همه این سال‌ها كاركردم و در 23 سالگی بعدازظهرها 3 تا كلاس شیمی داشتم و شب‌ها مسافركشی می‌كردم، درضمن درس هم می‌خواندم. همیشه به پدرم می‌گفتم دوست دارم آدم بزرگی شوم و از همان زمان دنبال سكه و سفال و قباله‌های قدیمی، دست‌نوشته و كتاب‌های قدیمی بودم. مردم به پدرم می‌گفتند: پسرت آشغال جمع می‌كند و او كتكم می‌زد و فلكم می‌كرد كه این كار را نكنم. می‌گفت: آبرویم را می‌بری. اما من همیشه دوست داشتم روی پای خودم بایستم.

 

چرا دسته دسته به آنها پول بدهیم

از كارآفرینانی كه پول‌ها را دسته‌دسته می‌كنند و برای خارجی‌ها می‌فرستند، بدم می‌آید. این آدم‌ها جیب هم‌وطن‌های خودشان را می‌زنند و جیب خارجی‌ها را پر می‌كنند تا مواد اولیه و محصولات آنها را بفروشند. وقتی می‌خواستم محصولاتم را تولید كنم به چند كارخانه‌دار خارجی كه از دوستانم بودند، زنگ زدم‌که همه‌شان گفتند پول بفرست تا مواد اولیه بفرستیم. همان‌موقع تصمیم گرفتم كاری كنم كه آنها پول هم‌وطنشان را دسته‌دسته كنند و از من مواد اولیه بخرند.

 

ما داریم جنایت می‌كنیم

اروپایی‌هایی كه بعضی از ما نوكر آنها شده‌ایم، هیچ چیز ندارند اما دركشور ما انرژی از آب ارزان‌تر است. حقوق یك ماه كارگر در اینجا حقوق یك روز آنها هم نیست. اگر نمی‌توانیم در اینجا پولدار شویم،‌ خودمان پشتکار نداریم. اینجا زمین فراوان در اختیار داریم، آفتاب عالی داریم، آب داریم اما متاسفانه پشتکار نداریم خلاقیت نداریم، فكر نداریم. با 1700‌دلار انرژی 1000دلار تولید می‌كنیم؛ درحالی که در اروپا با 200 دلار انرژی 1000 دلار تولید دارند. در ژاپن با 100 دلار و در چین با 80 دلار همین‌مقدار تولید می‌كنند،‌ این‌ جنایت نیست!

 

 

كار درست‌كردن، سخت نیست

من به شما 18هزار دستگاه از 40هزار تومان تا 5میلیون تومان معرفی می‌كنم كه در همین ایران تولید می‌شود و با آنها می‌توانید شغل ایجاد كنید. دولت نباید پول به جوانان بدهد، باید دستگاه و ماشین بدهد كه حتی در اوقات فراغت در خانه‌شان هم بتوانند كار كنند. جاسوئیچی، خودكار، شمع و صدهاهزار محصول دیگر كه با همین ماشین‌ها درست می‌شود. دیگر نیاز نیست كارخانه‌ها كلی كارگر و هزینه سربار داشته باشند. شما اگر این وسایل را در خانه خودتان تولید كنید، می‌توانید حتی به نصف قیمت چینی در بازار بفروشید وگرنه كارخانه‌های چینی با آن قیمت همه شما را كنار می‌زنند اما با این روش شما هستید كه جنس ارزان و مرغوب تولید می‌كنید!

 

من همیشه می‌گویم كه پولدار شدن فقط جنم می‌خواهد. چندوقت پیش به یكی از دوستانم كاری پیشنهاد دادم كه میلیونر شود، به او گفتم هر سال 6هزارتن هسته انگور در ارومیه و آذربایجان دور ریخته می‌شود و كارخانه‌ها برای دفن كردن این هسته‌ها پول هم می‌دهند زیرا باعث جمع شدن پشه و كثیفی و... می‌شود. به او گفتم یک دستگاه 3-2 میلیونی بخرد و از این هسته‌ها روغن هسته انگور بگیرد كه هیچ كارخانه‌ای در ایران آن را تولید نمی‌كند و ما مجبوریم 500 سی‌سی از آن را با مارك ایتالیایی به قیمت 5 هزارتومان بخریم.

 

 

ثروتمان را دور می‌ریزیم

چندوقت پیش احتیاج به اسانس و پودر میوه داشتم و وقتی كمی دنبال آن گشتم متوجه شدم باید با یك قیمت گزاف از اروپا وارد كنم، اما وقتی تحقیق كردم متوجه شدم هر روز ما ده‌ها تن میوه له شده را كه قابل خوردن نیست در تره‌بارها دور می‌ریزیم و كارخانه‌های كمپو‌ت‌سازی برای تهیه كمپوت پوست میوه‌ها را می‌كنند و در اصل بهترین قسمت میوه را دور می‌ریزند. به یكی از دوستانم گفتم اگر كسی باشد كه از این منابع استفاده كند، می‌تواند نیاز كشور را از این محصول تامین كرده و دیگر ما برای پودرمیوه و شهد، دستمان را جلوی خارجی‌ها دراز نمی‌كنیم.

 

راه و روش پولدار شدن به نقل از مهندس جهانگیری 

 

 كتاب موفقیت یعنی چه؟

هیچ اعتقادی به كتاب‌های موفقیت خارجی ندارم، آنها روش‌هایی برای خودشان دارند که به درد كشور ما نمی‌خورد. آن آقایی كه كتاب موفقیت برای شما می‌نویسد اگر پایش به فرودگاه ما برسد تمام چیزهایی كه در طول زندگی‌اش دیده زیر سؤال می‌رود و اصلا نمی‌داند چه كند؟ چه برسد به اینكه برای شما نسخه موفقیت و كارآفرینی بنویسد.

 

این خاك پر از نعمت است. من با این همه تلاش فقط 100 فرآورده از طبیعت تولید كرده‌ام درحالی‌كه 70 هزار فرآورده از طبیعت ایران به دست می‌آید و ما از گندم تا میوه و صیفی‌جات240 محصول هم تولید نمی‌كنیم.

 

مثل یك جوان 25 ساله كار می‌كنم و پرانرژی هستم. یك‌بار پیش آمد كه تا 14 روز نخوابیدم و پس از آن بیماری قلبی گرفتم. بیشتر مواقع یكی‌، دو ساعت خواب برای من به اندازه 7،6 ساعت ارزش دارد. بعضی مواقع اینقدر كار می‌كنم كه حتی سرپا خوابم می‌برد، مثلا در آسانسور خواب یك ‌دقیقه‌ای هم داشته‌ام. چندوقت پیش زنگ زدند و گفتند پدرزنم فوت كرده من در شهر صنعتی البرز مشغول راه‌اندازی صنایع بسته‌بندی بودم، گفتم خدا او را بیامرزد، اما من برای زنده‌ها كار می‌كنم و هروقت مردم، خودم می‌روم و از ایشان عذرخواهی می‌كنم. هیچ‌وقت به مجالس ختم، تولد، عروسی یا عیادت نمی‌روم. با این همه كار بیشتر مواقع از 12 شب به بعد برای دل خودم كار می‌كنم و تابه‌حال 22 جلد كتاب منتشر كرده‌ام. 15 سی‌دی از مجموعه موسیقی‌های قبل از رادیو درست كرده‌ام كه همه كارهایش را خودم انجام داده‌ام، حتی در كار موسیقی شعرها را هم خودم می‌گویم.

 

 

كارخانه زدن، مرده است

عمر كارخانه زدن به‌سر آمده و سوله ساختن بزرگ‌ترین اشتباه است. هر چیزی در كارخانه تولید كنید، ضرر می‌كنید چون چینی‌ها همان جنس را با كمترین قیمت می‌زنند و شما با كلی كارگر ضرر خواهید كرد. باید خط‌ تولیدی راه بیندازید كه با یك تغییر كوچك بشود، جنس جدیدی تولید كرد. كارخانه فولكس واگن قبل از جنگ جهانی ماشین تولید می‌كرد ولی در زمان جنگ كلاه‌جنگی ساخت‌. باید كاری كنید كه اگر بازار اشباع شد، بتوانید یك جنس جدید تولید كنید. در كشاورزی 69 هزار محصول تولید شده و شما با یك پول كوچك می‌توانید ستاره شوید. اگر می‌خواهید در صنعت موفق شوید، باید به تولید خانگی روی بیاورید. شما وقتی در اقتصاد موفق خواهید شد كه یكی از حواس‌ پنجگانه مشتری را تحریك كنید. مثلا با پلاستیك می‌شود صدها هزار محصول تولید كرد، اما اگر با یك تكه پلاستیك چیزی درست كردید كه مشتری را سرذوق آوردید، برنده‌اید وگرنه تولید جاصابونی، جاسوئیچی و... كه كاری ندارد.

 

چطور محبوب شوید

اگر می‌خواهید یك مدیر موفق شوید باید زرنگ باشید. هرچند زبل‌بودن زحمت دارد اما رمز موفقیت همین است. مثلا من اگر نگهبان شركتم را بشناسم و بدانم یك پسر دارد كه اسمش مهدی است و مدرسه می‌رود، دریك فرصت مناسب، مثلا اول مهر، با او سلام و علیك كنم و حال پسرش را بپرسم و برای پسرش یكسری لوازم‌التحریر به عنوان هدیه بخرم تا ابد فراموش نمی‌كند و كار مرا كار خودش می‌داند. چندوقت پیش یك نفر از فرانسه آمده بود و دنبال من می‌گشت، به یكی از كارگرها گفته بود آقای جهانگیری كجاست و آن كارگر گفته بود آن آقایی كه دارد در زمین كار می‌كند و مثل خود ماست. مردم ما مدیری كه با ماشین آخرین مدل سر كار بیاید و بخواهد كلاسش را حفظ كند، دوست ندارند. با سادگی خودتان را بیمه كنید.

 

سودهای 500 درصدی

اگر دنبال 20 درصد سود باشید، ضرر كرده‌اید. پس اگر قرار است كارخانه بزنید و با كلی حقوق كارگر، شهرداری، عوارض و هزار جور جرم و بدبختی تازه 20 درصد سود كنید، ‌ضرر محض است. من همیشه دنبال سود 500 درصدی بوده‌ام. ایده‌های نو، سودهای 500 درصدی دارد. كار تازه قیمت ندارد، اگر جنسی تولید كردید كه برای خودتان بود و مردم آن را پسندیدند می‌توانید سود واقعی را از آن ببرید.

 

آقای جهانگیری 10سال بعد ...



فكر نمی‌كنم 10 سال دیگر زنده باشم، من حتی سنگ قبرم را هم داده‌ام ساخته‌اند. حتی كتاب زندگینامه‌ام را هم نوشته‌ام، ولی همچنان پرانرژی‌ام و مثل یك جوان كار می‌كنم، همان‌طور كه گفتم تا روزی كه زنده‌ام ایده دارم و اگر قرار است چیزی از من باقی بماند، كارهایی است كه در زمان حیاتم انجام می‌دهم.

 

 

ورشكستگی ننگ نیست



در ایران ورشكستگی ننگ است، اما در دنیا یك امر طبیعی است. من سال 74 یعنی 14سال پیش 5/2 میلیارد بدهی بالا آوردم، یعنی در سن 50 سالگی همه ‌چیزم را كه از دست دادم هیچ، كلی هم ضرر كردم. هر روز طلبكارها دنبالم بودند. گفتم به آخر خط رسیده‌ام یا باید فرار كنم یا خودم را بكشم، اما ناامید نشدم. 200 میلیون وام گرفتم و روبه‌روی مسجدالجواد یك دفتر اجاره كردم. دوباره همه‌چیز را از صفر شروع كردم و طولی نكشید كه ایده‌هایم جواب داد و توانستم موفق شوم. در همان گیرودار كه طلبكارها زمین و زمان را می‌گشتند تا مرا پیدا كنند‌، با یكسری از دوستانم رفتیم شمال. پسرم هم تازه از ایالات‌متحده آمده بود. وقتی دید من طنز می‌گویم و می‌خندم و با دوستانم خوشم‌، داشت دیوانه می‌شد. گفت همه‌چیز را از بین بردی و آمده‌ای شمال، داری می‌گی و می‌خندی! او با جوانی‌اش نمی‌فهمید كه از دست دادن امید یعنی شكست. پول از دست دادن و ضرر كردن شكست نیست! متاسفانه نفت خلاقیت ما را از بین برده، من هنوز هم پر از ایده‌ام تا چند وقت دیگر قصد دارم نوشابه برای دیابتی‌ها تولید كنم، حتی یك سیگار بدون نیكوتین برای كسانی كه آسم دارند درست كرده‌ام كه می‌توانند بكشند. اما بانك‌ها به من پول نمی‌دهند، می‌گویم باید به امثال من وام بدهید كه كار تولید كنیم، وپولتان را هم با سودش پس بدهم.

 

تماشاگه پول

از بچگی آدم متفاوتی بودم، مثلا همه وقتی عیدی پول می‌گیرند، جمع می‌كنند و برای خودشان چیزی می‌خرند اما من پول‌ها را در آلبوم می‌گذاشتم و پس از مدتی از این كار خوشم آمد و دنبال شماره‌های عجیب‌وغریب پول‌ها رفتم و طی سال‌های مختلف یك كلكسیون از پول‌های ایرانی جمع كردم؛ مثلا پولی كه تمام شماره‌هایش صفر است و پولی كه ناصرالدین‌شاه آن را امضا كرده‌است. چند سال پیش دكتر حبیبی گفت، این پول‌ها را در یك موزه بگذار تا همه ببینند، گفتم چطوری؟ گفت یك موزه درست می‌كنیم و تو 2 سال این كلكسیون را به ما بده تا به جوانان نشان بدهیم كه آن موزه شد تماشاگه پول كه در خیابان میرداماد تهران قرار دارد. در ورودی موزه، یك تندیس هم گذاشتند كه این مجموعه متعلق به جهانگیری است اما پس از چند سال آن را برداشتند، تازه بعد از 2سال كه گفتیم مجموعه را پس بدهید، گفتند می‌خواهید آن را در خانه بگذارید، چه‌كار! اینجا مردم استفاده می‌كنند و ما هم بی‌خیال شدیم!

 

 

عالیجناب‌ها

من همیشه به دولت گفته‌ام به كارآفرینان احترام بگذارید، این آدم‌ها پول نمی‌خواهند به آنها عنوان عالیجناب بدهید و در سینماها و مجالس، یك ردیف صندلی بگذارید. بلیت هوایی را برایشان نصف قیمت كنید تا بچه‌ها و جوانان ببینند و یاد بگیرند كه اگر موفق شوند، عالیجناب می‌شوند و در جامعه احترام دارند. این آدم‌ها ارزشمند هستند. متاسفانه بچه‌های جدید، هیچ چیز ندارند و از یك دیوار سفید آدم خلاق و كارآفرین درست نمی‌شود. طبیعت آموزگاری است كه در تمام 24 ساعت شبانه‌روز درحال یاددادن است. شما به آدم‌های بزرگ این مملكت نگاه كنید، هیچ كدام‌شان را پیدا نمی‌كنید كه اسم یك روستا دنباله‌ اسم‌شان نباشد، اما الان بچه‌ها را نازنازی و لوس بار می‌آوریم و بچه دبیرستانی را هم دنبالش می‌دویم و دستش را می‌گیریم. اما قبلا اصلا اینطوری نبود. من كلاس ششم كه بودم همكلاسی‌ام در دروازه شمرون قصابی داشت و بعد از مدرسه می‌رفت مغازه و كار می‌كرد. همه همین‌طور بودند و كسی به پدرومادرش تكیه نمی‌كرد.

 

منبع : ويوان نيوز

صفحه4 از8

پکیج و رادیاتور پرند


 

 

 

مشاغل و كسب و کارها

Menu

شهر اینترنتی پرند

اولین و بزرگترین سامانه ارائه خدمات الکترونیکی جهت دسترسی هر چه بهتر و سریعتر شماهمشهریان گرامی به اطلاعات کسب و کار و سایر نیازمندیها در شهر جدید پرند می باشد.

 تماس با ما

Go to top