شنبه, 23 -8156 12:02

 


 

 

كارافريني و فناوري اطلاعات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

زندگی برای «ایوان اشپیگل» خوب است. شرکتی که او مدیریت آن را به عهده دارد یعنی Snapchat اخیرا شاهد سرمایه‌گذاری 200 میلیون دلاری از طرف غول تجارت الکترونیک دنیا یعنی علی‌بابا بوده است و با این اوصاف انتظار می‌رود ارزش شرکتش به حدود 19 میلیارد دلار برسد. حالا طبق اعلام مجله فوربس، اشپیگل 24 ساله با دارایی خالص 5/ 1 میلیارد دلار جوان‌ترین میلیاردر جهان است. اشپیگل زندگی شاد و راحتی دارد؛ خودش هم این موضوع را می‌داند و گفته است: «من یک مرد جوان و تحصیلکرده هستم. من واقعا بسیار خوش‌شانسم و زندگی معمولا منصفانه نیست.» 

 

در همین راستا مجله بیزینس اینسایدر به بررسی اتفاقات و مسائل جالب زندگی ایوان اشپیگل مدیرعامل Snapchat و جوان‌ترین میلیاردر جهان پرداخته است.

 

اشپیگل در منطقه «پاسیفیک پالیسایدز» که بخشی زیبا و شیک از لس آنجلس است، بزرگ شده. او بزرگ‌ترین پسر خانواده است. پدر و مادرش هر دو وکیل هستند و زمانی که او نوجوان بود، از یکدیگر جدا شدند. وقتی ایوان 16 ساله شد و گواهینامه رانندگی‌اش را گرفت، یک خودرو کادیلاک Escalade مدل 2006 هدیه گرفت. او کادیلاکش را در پارکینگ ادیسون در کالیفرنیای جنوبی و در نزدیکی دبیرستانش پارک می‌کرد؛ جایی که پدرش مدیریت آن را به‌عهده داشت.

 

با این حال اشپیگل نوجوان به دنبال یک خودرو کم‌مصرف‌تر بود، چون معمولا زمان زیادی را به رانندگی در سطح شهر می‌گذراند. به این ترتیب در سال 2008 نامه‌ای به پدر و مادرش نوشت و از آنها خواست تا یک BMW 550i برای او اجاره کنند. این خودرو در آن زمان قیمتی برابر 75 هزار دلار داشت. اشپیگل در این نامه نوشته بود: «خودروها لذت و هیجان خاصی به من می‌دهند. من واقعا از شما قدردانی می‌کنم اگر به خاطر تمام کارهای خوبم یک BMW کرایه کنید.»

 

روزگار جالب جوان‌ترین میلیاردر جهان

 

خانواده اشپیگل عضو کلوپ‌های مختلف ورزش‌های آبی و تنیس بودند. آنها اغلب به اروپا سفر می‌کردند و حتی برای اسکی با اسنوبورد، با هلی‌کوپتر به ارتفاعات کانادا می‌رفتند. ایوان معتقد است که آنها در یک حباب شاد و زیبا زندگی می‌کردند. 

 

اشپیگل در نهایت به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا با «ریجی براون» و «بابی مورفی» آشنا شد؛ دوستانی که بعدها با کمک یکدیگر Snapchat را تاسیس کردند. مورفی در این زمینه به مجله فوربس گفته است: «ما چندان بازیگوش نبودیم، بنابراین سعی کردیم تا چیزهایی را بسازیم که جالب باشند.» آنها انجمن دوستی Kappa Sigma را راه‌انداختند.

اشپیگل با فاصله بسیار کمی از فارغ‌التحصیلی، از استنفورد بیرون آمد تا به صورت تمام‌وقت روی Snapchat کار کند. این سه نفر اپلیکیشن اولیه Snapchat را در سال 2012 توسعه دادند؛ زمانی که دفتر کارشان در خانه پدری اشپیگل در پالیسایدز بود. اگرچه دفتر کار Snapchat بعدها به منطقه Venice منتقل شد، اما اشپیگل همچنان در خانه پدری زندگی و کار می‌کرد، چون بابت آن اجاره‌ای نمی‌پرداخت. 

 

بالاخره در ماه نوامبر سال 2014 اشپیگل خانه خودش را با قیمت 3/ 3 میلیون دلار در منطقه برنت‌وود خرید. این خانه سه اتاق خواب و یک تراس بزرگ دارد و مساحت آن به بیش از 2800 فوت مربع می‌رسد. بعد از آنکه استارت‌آپ Snapchat توانست سرمایه‌گذاری‌های خوبی کسب کند، اشپیگل در ماه ژوئن سال گذشته برای خودش یک خودرو فراری خرید. 

 

اودر ماه دسامبر سال 2013 برای اولین بار ستاره پاپ «تیلور سوئیفت» را ملاقات کرد. بعد از این ملاقات، آنها چند بار دیگر هم یکدیگر را ملاقات کردند، در نهایت اشپیگل اعلام کرد می‌خواهد کمپانی ناشر محصولات صوتی و تصویری Big Machine را بخرد که آثار سوئیفت را هم منتشر می‌کرد. با این حال هرگز این معامله انجام نشد.

اشپیگل بارها گفته است که دوست دارد استارت‌آپ Snapchat بیشتر در حوزه موسیقی درگیر شده و حضور پررنگ‌تری در این حوزه داشته باشد، تا جایی که بسیاری پیش‌بینی کرده‌اند Snapchat به زودی بخش انتشار محصولات صوتی و تصویری خودش را راه‌اندازی می‌کند. اشپیگل اصولا علاقه زیادی به موسیقی دارد و حتی اغلب آهنگ‌هایی را که گوش می‌دهد توئیت می‌کند. او آثار هنرمندان مختلف در سبک‌های متفاوت را گوش می‌دهد.

منبع : ايران جيب

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 شاید برای اغلب ما پیش آمده باشد که با افرادی آشنا شویم که برخلاف انتظار ما و جامعه به موفقیت هایی چشم گیری دست پیدا کرده اند. اگر اخبار و رویدادهای علمی را دنبال کنید به جمعیتی از نخبگان و افراد معروف برمی خورید که نه تنها در شرایط عالی و رفاه خارق العاده نبوده اند، بلکه در نقطه مقابل، از قشر محروم اجتماع و یا حتی در خانواده و بستری آلوده از معضلات اجتماعی این چنین رشد یافته اند. آن چه که مسلم است همان قدر که شرایط نامتناسب زندگی می‎ تواند عامل انحطاط یک فرد و در ادامه یک نسل شود، از سوی دیگر می تواند ایجاد انگیزه ای برای تلاش بیشتر و رهایی از شرایط موجود باشد. در حقیقت همه چیز به باورهای ما از خودمان باز می گردد.

 

سه باور، سه مانع بزرگ برای پیشرفت

 

 همه ما در طول زندگی علایقی داشته ایم که هرگز به دنبال آن نرفته ایم، باورها و افکاری داشتیم که از بیان کردن و پرداختن به آن صرف نظر کرده ایم و در حقیقت برای خود مرزهایی قرار داده ایم که هرگز به دوست داشتنی های خودمان نرسیم. این مرزها، همیشه از طریق شرایط اجتماعی و محیط القا نمی شوند، پاره ای از این محدودیت ها را خود ما برای خودمان ایجاد می کنیم. تغییراتی که به مرور در تفکر ما ایجاد می شود و کم کم مانعی عظیم در مقابل اهداف و موفقیت های ما می سازد، پیرو مکانیزم پیچیده ای نیستند. در ادامه، لاپلاس سه باور رایج و محدودکننده را معرفی می کند و البته از روش هایی برای مبارزه با آن ها صحبت می کند:

 

بدخواهان من راست می گویند

تیتر گیج کننده ای است. به جهت منطقی وقتی شما بپذیرید فردی خیر و نیکی شما را نمی خواهد قاعدتا نباید صحبت‎ هایش برای تان اهمیتی داشته باشد. حال آن که اغلب زمانی که توسط افراد مورد ستایش قرار می گیرید، همه چیز به حساب تعارف گذاشته شده و بعد از مدتی فراموش می شود. اما در نقطه مقابل انتقادها و بدگویی ها را مدت طولانی تری با خود مرور می کنید و چه بسا برای شما کم کم تبدیل به یک نگرش یا باور شود.

سه باور، سه مانع بزرگ برای پیشرفت

اجازه ندهید طعمه افراد بدخواه شوید. واکنش افراد در مواجهه با شما در حقیقت بیش از آن که به شما مربوط باشد مربوط به تفکر، شخصیت و تجربیات آن فرد است. این که افراد شما را فردی شگفت انگیز و موفق و یا فردی شکست خورده و یا در آستانه شکست ارزیابی کنند صد در صد منطبق بر توانایی های شما نیست. در نگاهی دیگر از آن جا که نظرات افراد تا حدی برگرفته از تجربیات پیشین خودشان و یا اطرافیان شان است عاقلانه نیست که کلا آن ها را نادیده بگیرید. جان کلام آن است که از شنیده ها برای خود مانع ایجاد نکنید، عقل شما بهترین راهنمای شما در تحلیل داده ها و ایجاد باورهای مثبت است.

هر انسانی از حیث توانایی و شخصیت منحصربه فردش می تواند مولد خلاقانه ترین و بکرترین کارها باشد. بنابراین به جای فاصله گرفتن از مسیر اهداف تان به دنبال شناسایی فرصت ها باشید. زندگی کوتاه تر از آن است که با ناامیدی، مبارزه و افکار منفی سپری شود.

 

خانواده و اطرافیان باید انتخاب و هدف من را تایید کنند

متاسفانه استقلال فکری و اجتماعی به خصوص در فرهنگ ما بسیار دیر اتفاق می افتد و حتی در مواردی هرگز اتفاق نمی افتد. نوع تربیت اغلب به گونه ای است که افراد از دوران کودکی در حال برآورده کردن انتظارات اطرافیان شان هستند. شاید این سبک در سال های آغازین زندگی از آن جهت که درک لازم برای انتخاب و تحلیل موقعیت ها وجود ندارد صحیح باشد، اما با ارتقای توانایی ها و دانش فردی باید اهداف و نگرش شما جایگزین دغدغه ها و آرمان های اطرافیان شود. در حقیقت مسیر شکوفایی و خوشبختی باید انتخاب خود شما باشد نه دیکته اطرافیان و خانواده.

 سه باور، سه مانع بزرگ برای پیشرفت

ما به جای این که بیاموزیم که از خودمان بپرسیم «کی هستیم؟» یاد گرفه ایم که از دیگران اجازه بگیریم. در واقع به ما آموخته اند که «نسخه دیگران از زندگی ما» را بازی کنیم. هر روز ما براساس چیزی که دیگران به ما گفته اند، طراحی و برنامه ریزی شده است. به این ترتیب زمانی که به اندازه کافی آزاد می شویم که بتوانیم به رویاهای مان فکر کنیم، و از این طریق خودمان را راضی کنیم، می بینیم که بسیاری از رویاهای مان برآورده نشده و از دست رفته اند. تنها به این دلیل که خودمان فکر می کردیم یا اطرافیان مان معتقد بوده اند که چیزی که آرزویش را داریم از دسترس ما به دور است.

امروز اولین روز از بقیه زندگی شما است و وقت آن است که در مسیر رشد و شکوفایی خود تغییری مثبت ایجاد کنید و به خود واقعی تان تبدیل شوید.

 

درست است که فلانی از عهده آن کار برآمده اما من نمی توانم

فقط به این دلیل که شخصی در این زمینه موفق شده است به این معنا نیست که من هم موفق باشم. او دغدغه های ذهنی من را ندارد، او در دوران تحصیل نمراتش بهتر از من بود، او از لحاظ مالی امکانات بهتری دارد، او خانواده ای دارد که حمایتش می کنند و … پیدا کردن بهانه هایی از این دست بسیار آسان است. اما در نظر داشته باشید که تمام افراد بر خلاف آن چه شما می بینید درگیر گرفتاری های شخصی خود هستند و همیشه همه چیز در کنار هم مهیا نیست. بسیارند افرادی که در ۴۸ سالگی تشکیل خانواده داده اند و موفق بوده اند، و یا در ۵۷ سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند، در ۷۱ سالگی موفقیتی در کار خود کسب کرده اند و یا افرادی که با محدودیت های جسمی و اجتماعی به موفقیت های بزرگ رسیده اند.

 

بر موانع غلبه کنید!

حس بیچارگی تنها یک احساس کاذب است و نه واقعیت! به همین دلیل هیچ گاه فکر نکنید شرایط و محیط و سازوکارهایی که در اطراف ما هستند، محدودیتی را به شما تحمیل می کنند. هیچ گاه برای شروع یک زندگی که در نهایت شما را سربلند کند دیر نیست. اگر از این مطلب هیچ چیز دیگری هم نیاموزید این نکته را به خاطر داشته باشید. برای تغییر شرایط و تغییر خودتان هیچ سنی دیر نیست.

 

مرحله بعدی

برای بهبود زندگی خود باید تلاش کنید و با باورهای غلط خود مبارزه کنید. هدف و رویای خود را تعیین کنید و روزی نیم ساعت برای رسیدن به آن تلاش کنید. مهم نیست که چه قدر هدف شما دور باشد و مسیر موفقیت سخت باشد، مهم آن است که در مسیر صحیح تلاش کنید. بنابراین موفقیت های کوچک خود را به یاد داشته باشید و از آن ها به عنوان انگیزه ای برای گام های بعدی استفاده کنید.

اگر زمانی این فکر به سرتان زد که «به اندازه کافی خوب نیستید» به این فکر کنید که توقعات دیگران از شما به عنوان یک کودک و یا آن چیزی که تمام زندگی از خودتان توقع داشته اید، به تدریج شما را به چیزی که اکنون هستید تبدیل کرده است. و متاسفانه بیشتر این شکل گیری بر اثر تفکرات منفی درونی و بیرونی بوده است که مدام به شما می گفتند که چه چیزی برای تان ممکن و چه چیزی غیرممکن است.

 سه باور، سه مانع بزرگ برای پیشرفت

واقعیت این است که چیزهای ممکن فقط و فقط به خود شما بستگی دارند.

 اگر هنوز هم متقاعد نشده اید از شما می خواهم که به یکی از باورهای محدود کننده خود فکر کنید. هر چیزی در زندگی که دیگر امیدی به بهبود و یا تغییر آن ندارید، می تواند مربوط به سلامتی، وزن، کار و روابط اجتماعی شما باشد. پس از آن بهتر است که بلافاصله فکرتان را عوض کنید و به یک لحظه مشخص، به یک لحظه خاص فکر کنید که در آن درست عکس آن چه حقیقت می پندارید، در مورد شما صادق بوده است. مهم نیست آن پیروزی تا چه اندازه کوچک، موقتی یا حتی مقطعی بوده است. چه زمانی بوده است که اکنون با نگاه کردن به آن بتوانید به سادگی بگویید «این اصلا شبیه من نبود، ولی من این کار را کردم!»

هیچ گاه توانسته اید مبلغ قابل توجهی را پس انداز کنید؟

توانسته اید وزن کم کنید و آن را ثابت نگه دارید؟

برای گفتن حرفی که داشته اید در میان جمع برخاسته باشید؟

احساس کرده باشید که دوست تان دارند؟

مهارت جدیدی یاد گرفته باشید؟

 سه باور، سه مانع بزرگ برای پیشرفت

 

زمانی که شما بتوانید این شکاف ها را در دیوار محدودیت هایی که به دور خود کشیده اید بیابید، می توانید تخریب آن را شروع کنید. می توایند هر روز گامی به جلو بردارید و موفقیت های کوچک کسب کنید، اعتماد به نفس بالاتری داشته باشید، انرژی بگیرید و پیروزی های بزرگ تر را در آغوش بکشید و این روند را ادامه دهید. تا زمانی که اندیشه شما و به تبع آن واقعیت برای شما در جهت مثبت قرار بگیرد.

 

منبع : لاپلاس

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

کلاه سفيد"  واقع گرای بی قضاوت" كه با موضوعات و شکل های واقعی سروکار دارد .
بدون هيچگونه قضاوتی فقط واقعيت ها را مورد جستجو قرار می دهد.
کلاه سرخ " هيجانی بدون استدلال " برای بيان و جستجوی جنبه های هيجانی ، احساسی وغيراستدلالی.
برای اظهار نظرات با اين کلاه دليلی خواسته نمی شود.
کلاه سياه " بدبين واقع گرا " برای بيان و جستجوی جنبه های منفی، بدبينانه اما واقعی.
مشابه نظر و فعاليت گروههای مخالف .
کلاه زرد " خوش بين واقع گرا " برای بيان و جستجوی جنبه های مثبت ، خوش بينانه، امّا واقعی.
کلاه سبز " نوگرای خلاق " برای بيان و جستجوی جنبه های جديد، خلاقانه و تازه.
کلاه آبی " ناظر و مدير برنامه " برای تنظيم و ساماندهی فرآيند برنامه ريزی برای تفکر و استفاده از کلاه های ديگر.

شش كلاه تفكر

وظايف دقيق هر كدام از اين شش كلاه را با دانلود اين فايل  بيشتر بدانيد:

 

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

افراد بیش از پیش به این موضوع علاقه مند شده اند که چطور با استفاده از شیوه های نوآورانه از نظر مالی به موفقیت دست پیدا کنند و زندگی شان را به بهترین نحو تغییر دهند. در این مقاله کوشیده ایم ۲۰ نکته طلایی که افراد موفق به کار بسته اند را با هم مرور کنیم، به این امید که بتوانیم در آینده نزدیک به اهداف مالی مورد نظر دست یابیم.

شیوه های نوآورانه در کسب و کار رمز موفقیت مالی

۱. از قید و بند زمان خارج شوید

اگر تمام آنچه که انجام می دهید آن است که بر عدد ریالی که در قبال هر ساعت دریافت می کنید متمرکز شوید، برای تمام عمر باید حسرت بخورید. بیایید درسی که تیم فریس (Tim Ferriss) گرفته را با هم مرور کنیم؛ «4 ساعت در هفته» را به خود اختصاص دهید و با خود فکر کنید با انجام چه کاری می توانید بهترین دریافتی را در این مدت داشته باشید. یعنی ترغیب شوید به جای اینکه به کار کردن طولانی فکر کنید، کاری انجام دهید که هوشمندانه باشد.

۲. از ترغیب خود غافل نشوید

راستش را بخواهید، تا وقتی که از خود و کاری که از دستتان بر می آید (کالا یا خدمات خود) حرفی نزنید، نمی توانید به جامعه ای از مشتریان دست پیدا کنید. شاید گاهی صحبت کردن در این باره سختتان باشد، اما چه بخواهید و چه نخواهید این مورد بخش مهمی از کسب و کارتان است. از شبکه های اجتماعی، تبلیغات محلی و دیگر روش های بازاریابی برای ترویج خود کمک بگیرید. بیایید خجالت را کنار بگذارید و از جان و دل برای رونق بیشتر کسب و کارتان تلاش کنید.

۳. ثروت و ظاهر ثروتمند را با هم قاطی نکنید

واقعیت آن است که برای رسیدن به اهداف مالی باید کمی از هزینه های اضافی کم کنید. نگران نباشید، قرار نیست سبک زندگی مرتاض‌های هندی را پیشه کنید، اما باید فکری به حال سیاه‌چاله هایی کنید که در جیب دارید! مواردی که باید فعلا از لیست امور روزمره‌تان حذف کنید عبارتند از خدمات زیبایی و بهداشتی خاص مثل آب گرم درمانی، غذا خوردن در کافه ها و رستوران های آنچنانی، دوری از هایپرمارکت های پر زرق و برق و دوری از ورزش های پرخرجی که یک خطر بالقوه برای سلامت مالی شما هستند!

۴. فهرست کارهای روزمره خود را دست کاری کنید

یا کار کنید یا بیاموزید! وقتی که کاری انجام نمی دهید، زمان خود را به آموختن صرف کنید و تا می توانید بیاموزید و مهم نیست این آموزش ها الان به درد شما یا کسب و کارتان می خورند یا خیر. برای سهولت کار می توانید از کتاب های صوتی و پادکست های تخصصی در حین رانندگی، دوش گرفتن و تمیز کردن خانه و زندگی استفاده کنید. شاید روزهای اول کمی سخت تان بیاید، اما بعد از گذشت چند وقت به آن عادت کرده و لذت خواهید برد. کاری که به مراتب بهتر از تماشای تلویزیون یا وقت گذاشتن برای سریال هایی ملودرام بی سر و ته است!

۵. از هوش و قریحه‌تان پول در بیاورید

مغزتان را به کار بیندازید. اگر توانایی منحصر به فردی در خود سراغ دارید، مطمئنا می توانید با همان کسب و کاری برای خود راه بیندازید و توانایی هایتان را به مردم بفروشید و به نان و نوایی برسید. فرقی نمی کند که یک برنامه نویس خبره باشید یا یک نقاش زبر دست یا حتی عکاسی که به خوبی با کادر بندی و چهارچوب های ثبت یک اثر هنری آشنا است، شما «می توانید» و «باید» دست به کار شوید و یک کار و کاسبی هر چند با درآمدی کم راه بیندازید. بکوشید از عشق و علاقه و اشتیاق و توانایی‌های‌تان پول دربیاورید.

۶. از یک مربی کمک بگیرید

یکی از کارهای مهمی که باید در برنامه روزانه برای رسیدن به موفقیت داشته باشید، شناسایی افراد موفق در حوزه کاری خودتان است. از آنها بیاموزید. خجالت را کنار بگذارید و با این افراد آشنا شوید، از آنها بپرسید. مهم نیست به چه روشی؛ ایمیل، نامه، پیامک یا حتی تماس تلفنی. از آنها بخواهید در رفع مشکلاتی که دارید کمک تان کنند و از راهنمایی های کلی و توصیه ها و نصایح شان به عنوان یک مربی با تجربه و موفق استفاده کنید. از آزموده های آنها بیاموزید.

۷. آب بنوشید

رفع نیازهای اساسی زندگی به ساده ترین شیوه ها می تواند شما را ثروتمند کند. اگر مصرف نوشابه های گازدار، قهوه و دیگر نوشیدنی های پرخرج و ناسالم را محدود کرده و به آب بسنده کنید، نه تنها سلامت عمومی تان را تضمین می کنید و از هزینه های دارو درمان در امان خواهید بود؛ بلکه اضطراب و نگرانی کمتری را تجربه خواهید کرد (هم به خاطر ماهیت مواد موجود در این نوشیدنی ها و هم اضطراب ناشی از نیازهای بهداشتی و درمانی) و مهم‌تر از همه مغرتان مثل ساعت کار خواهد کرد. و هر چه فکر بازتر و بهتری داشته باشید، احتمال موفقیت مالی تان به همان میزان افزایش خواهد یافت. مطمئن نیستید؟ امتحانش مجانی است!

۸. بخشنده باشید

دستیابی به موفقیت مالی به معنی داشتن حرص و طمع نیست! هرگز این فکر اشتباه را در ذهنتان راه ندهید که برای رسیدن به موفقیت باید چنین بود یا حتی بدتر از آن، هزینه موفقیت خود را بر دوش دیگری بیندازید. دست خیر داشته باشید و به مردمی که در جامعه اطرافتان زندگی می کنند، کمک کنید. لزوما این کمک به معنی پرداخت کردن پول بی زبان نیست. می توانید داوطلبانه در اقدام‌های خداپسندانه شرکت کنید، برای درماندگان وقت صرف کنید، سنگ صبور افرادی شوید که تنها هستند یا حتی برای کودکان کار که در برخی مراکز خیریه آموزش می بینند، دوره های آموزشی رایگان رایانه، زبان یا ریاضی برگزار کنید. از در میان گذاشتن تجربیات و موفقیت خود با دیگران شاد شوید و از این شادی نیرو بگیرید. با این کارها دوستان بیشتری خواهید یافت و موفقیت با داشتن آنها محتمل تر است.

۹. دست از آرزو کردن بردارید و در عوض برای خود هدف تعیین کنید

افراد موفق کاری با آرزو و «ای کاش...» ندارند. در عوض آنها متعهد به سخت کوشی و تلاش شبانه روزی هستند تا بالاخره روزی به اهداف مشخص خود برسند. با تعیین اهدافی برای هفته، ماه و شش ماه آینده خود شروع کنید. حتی می‌توانید فراتر از این برای یک سال و چند سال آینده برنامه داشته باشید. سپس این اهداف را به گام های کوچک و دست یافتنی تقسیم کرده و از خود بخواهید به این خرده هدف ها برسید. برای این کار نیاز به یک سررسید یا تقویم خواهید داشت.

۱۰. در حین تلاش، خود را با اهداف تان هماهنگ کنید

در حالی که تعهد داشتن به پروژه ها و اهداف از اهمیت بالایی برخوردار است، از سوی دیگر این موضوع هم مهم است که این توانایی را داشته باشید تا در زمان مناسب برنامه‌ها یا حتی اهداف خود را تغییر داده و بهبود بخشید. برای نمونه اگر مشغول توسعه یک برنامک برای گوشی های هوشمند هستید، ممکن است متوجه شوید که به تغییر مسیر حرکت نیاز دارید، در این موقع از تغییر نترسید چرا که هدف نهایی ما همانا دست یابی به اهداف بلند مدت است.

۱۱. ذهن خود را از بهم ریختگی خلاص کنید

مقدار مشخصی بهم ریختگی برای «یک ذهن خلاق» قابل قبول است، اما در مواقعی -چه شما متوجه شوید یا خیر- همین به هم ریختگی ها موجب می شود تا گسستگی تفکرات به هم بریزد و خود به عاملی برای حواس پرتی بدل شود. بهتر است محیط اصلی کار خود را تر و تمیز نگه دارید و از بهم ریختگی اجتناب کنید تا فضای کافی برای تفکرات سازنده داشته باشید. مطمئنا پس از تمیز کردن محیط کارتان، از کار در اتاقی منظم و نتیجه ای که بدست می آید شگفت زده خواهید شد.

۱۲. کمتر رانندگی کنید

استفاده از سیستم حمل و نقل عمومی و کمتر پشت رُل نشستن نه تنها صرفه جویی قابل ملاحظه ای از بابت هزینه سوخت و استهلاک و سایر هزینه های جانبی خودرو خواهد بود، بلکه شما را از دردسرهای رانندگی در شلوغی شهر و تصادف احتمالی و گرفتاری های بعدی خلاص می کند. بهتر است کمی از پیاده روی یا حتی دوچرخه سواری کمک بگیرید یا مشت و مال های مجانی واگن های مترو را از خود دریغ نکنید! همه این کارهای جایگزین می تواند جرقه هایی از خلاقیت را در ذهن شما روشن کند، از زوال عقل پیشگیری کرده و حتی اسباب انبساط خاطرتان را مهیا سازد! اگر باور ندارید یک بار خطوط تندروی اتوبوس (بی آر تی) یا مترو را حتی در ساعات غیر شلوغ روز تجربه کنید.

۱۳. نیازها را شناسایی کرده و راه حل های تازه ابداع کنید

تابحال شده با خود بگویید «کاشکی دستگاهی بود که می توانست...:»؟ اگر چنین است شما یک نیاز بالقوه را شناسایی کرده اید و اگر آستین همت را بالا بزنید، می توانید ابزاری کاربردی و احتمالا پرفروش را ابداع کنید. این خلاقیت های پول‌ساز محدود به ساخت وسیله های جدید نیست و در حوزه خدمات نیز نوآوری، خریدار خوبی دارد. مهمترین نکته این است که بتوانید برای این نیاز یک راه حل خوب و جدید و خلاقانه بیابید؛ راه حلی که ارزش خرید داشته باشد. چون بسیاری از افراد تنها زمانی حاضرند دست در جیب مبارک ببرند که واقعا مجبور به این کار باشند.

۱۴. انتقادات را بپذیرید

راستش را بخواهید انتقاد پذیری یکی از خصوصیات بارز افراد موفق و ثروتمند است. آنقدر مغرور نباشید که گوش شنوایی برای انتقادات و توصیه ها ندارید. گرچه شنیدن انتقادات کار ساده ای نیست، اما اجازه ندهید این موضوع شما را ناامید کرده و از رسیدن به اهداف بازمانید. پس رو به جلو باشید و تغییرات سازنده در خود ایجاد کنید. از انتقادات به عنوان یک موتور محرک برای هرچه سریعتر رسیدن به اهداف کمک بگیرید و نقایص خود یا کسب و کارتان را رفع و رجوع کنید.

۱۵. سوال بپرسید

افراد متمول علاقه سیری ناپذیری به رشد دارند. آنها پرسش های فراوانی مطرح می کنند. می توانید از آنها بیاموزید و این خصیصه را در خود پرورش دهید. حتی می توانید هوشمندانه عمل کرده و از اشتباهات و تجربیات دیگران درس بگیرید. بهتر است درباره حوزه کاری خود بیشتر بیاموزید و ارتباط های خوب و قوی با افراد داشته باشید.

۱۶. دست از سرزنش کردن بخت و اقبال تان بردارید

اگر می خواهید اعتبار و ارزش کافی برای رسیدن به موفقیت داشته باشید، باید از تجربیات تلخ شکست های گذشته خود درس بگیرید اما خود را ملامت نکنید. موفقیت همان قدر که یک رویداد بیرونی است، به همان میزان به تفکر مثبت و موفق نیاز دارد. پس برای رسیدن به بیرون موفق، درون تان را موفق سازید. بخت و اقبال و بدتر از همه سرزنش خویش در این بازی جایی ندارد!

۱۷. زمان خود را محدود کنید

«وقت طلاست»؛ پس طلا را تنها با طلا معاوضه کنید!

از قدیم گفته اند «وقت طلاست»؛ پس طلا را تنها با طلا معاوضه کنید! استفاده فزاینده از انواع رسانه ها و شبکه های اجتماعی برای ارتباط، کسب اطلاع و تفریح از سبک و سیاق روزمره افراد موفق به دور است. اجازه ندهید این ابزارهای دنیای مدرن شما را از مسیر موفقیت به جاده های خاکی منحرف کنند. ویدئوهای جذاب، تازه ترین پست های دوستان، بازی های آنلاین و هزاران جاذبه برخط دیگر که می تواند به خوبی شما را سرگرم کند! بهتر است از یک زمان سنج استفاده کنید و ببینید چقدر از وقت تان را برای این امور صرف می کنید. می توانید با اختصاص زمان مشخص از دنیای آنلاین بهینه استفاده کنید تا زمان بیشتری برای تمرکز بر امور مهم داشته باشید.

۱۸. بدانید و آگاه باشید آنچه که بکارید را درو خواهید کرد

مغز خود را مشابه یک مزرعه فرض کنید. اگر تا کنون خلاقیت و موفقیت را از آن برداشت می کردید، به زودی مزرعه تان تهی می شود و دور نیست که به خشکسالی گرفتار شوید. اگر می خواهید در درو کردن تان وقفه ای نیفتد، لازم است تا کاشت و داشت را همیشگی کنید. بذرهای موفقیت را در مزرعه زندگی بکارید و با دقت آنها را آبیاری کرده و به ثمر برسانید. صبور باشید و از کشت خود محافظت کنید تا به نتیجه برسید.

۱۹. از پولتان کار بکشید

شما سخت کار می کنید، پول تان هم باید همین طور سخت کوش باشد. بهتر است بجای اینکه اندوخته تان را صرف خرید یک ماشین پرزرق و برق کنید، با سرمایه گذاری های مناسب -نظیر خرید سهام، اوراق قرضه و دیگر سرمایه گذاری‌های قانونی و سودآور- روند رو به رشدتان به سوی موفقیت های مالی را سریع تر طی کنید.

۲۰. با دیگر افراد موفق همراه شوید

معاشرت با افراد موفق راهی فوق العاده برای حرکت رو به رشد شما به سوی موفقیت مالی است. با ایجاد ارتباط های سازنده با افراد تاثیرگذار، می توانید به جامعه مخاطب بیشتری دست پیدا کنید و جامعه مشتریان بالقوه بزرگتری را پذیرا باشید. همچنین می توانید پای صحبت آنها نشسته و از تجربیاتشان بهره ببرید.

اگر شما فرد موفقی در حوزه کاری خود هستید، خوشحال می شویم از تجربیات ارزنده‌تان برای ما و زومیتی های عزیز بنویسید. به نظر شما کدامیک از موارد بالا می تواند ما را به موفقیت مورد نظرمان برساند؟

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

افرادی که در کار خود خیلی موفق هستند، همیشه برای انجام کارهایشان روش متفاوتی نیز دارند. در این مطلب می خواهیم ببینیم آنها چه کار می کنند و چرا تلاششان ثمر می دهد.

عادت خوب افراد موفق
1. آنها برنامه های پشتیبان تهیه می کنند

داشتن برنامه های پشتیبان به شما کمک می کند تا شب خواب راحت تری داشته باشید. این برنامه ها همچنین در شرایط سخت و دشوار نیز کارها را آسان می کنند.
برای به انجام رساندن برنامه های اولیه خود باید سخت تر و بیشتر کار کنید. تعهد کلی شما را مجبور می کند تا سخت تر از آنچه تصور می کنید تلاش کنید.
اگر به هر دلیلی بدترین اتفاق نیز رخ دهد، شما باید این اطمینان را داشته باشید که می توانید دوباره آن را از نو بسازید. تا زمانی که سخت کار کنید و از تجربیات گذشته خود درس بگیرید، می توانید از عهده هر کاری به خوبی بربیایید.

2. آنها کار را به انجام می رسانند

شما با کمی تلاش می توانید خوب باشید. مسلما با تلاش بیشتر بهتر هم خواهید بود. اما نمی توانید بدون تلاش های مستمر و متمرکز، در انجام هر کاری عالی ظاهر شوید.
هنگامی که به فردی با مهارت های نادر نگاه کنیم، می بینیم که پشت این موفقیت صدها ساعت تلاش مستمر و بی وقفه خوابیده است. هیچ میانبری برای این منظور وجود ندارد. هیچ موفقیتی یک شبه به دست نمی آید. همه ما می دانیم که با تلاش زیاد و ثابت قدم بودن می توان پیشرفت کرد اما افراد معدودی این اصل را دنبال می کنند؛ مگر افراد بسیار موفق!

3. آنها بیشتر کار می کنند

مدیران بسیاری وجود دارند که حتی از کارمند خود بیشتر کار می کنند. آنها همیشه فهرست بلند بالایی از کارهای در دست انجام خود دارند. به همین منظور باید زمان زیادی را به کارهای خود اختصاص دهند.
از همه بهتر و جالب تر این است که افراد موفق دوست دارند که بیشتر زمان خود را برای کارشان اختصاص دهند. یعنی با تمایل کامل این کار را می کنند.
اگر حجم کاری خود را قبول نکنید، اهداف شما مفهوم چندانی برای شما نخواهد داشت یا هدف دشواری برای رسیدن نخواهد بود. همچنین نمی توانید یک فرد فوق العاده موفق باشید.

4. آنها همرنگ جماعت نیستند

راهکارهای رایج، نتایج رایجی نیز در بر دارند. پیوستن به جمع – هر چه قدر هم که کارآمد و موفق باشند – منجر به کسب نتایج متوسط و معمولی می شود.
انسان های خیلی موفق برطبق عادت، کارهایی می کنند که دیگران انجام نمی دهند. آنها اصولا وارد عرصه هایی می شوند که دیگران نمی شوند زیرا به این ترتیب رقابت کمتر و شانس موفقیت بیشتر است.

5. آنها کارشان را شروع می کنند

موفقیت های متوسط در نتیجه اهداف متوسط به دست می آیند.
تصمیم بگیرید که واقعا چه می خواهید: بهترین، سریع ترین، ارزان ترین و بزرگ ترین تلاش و کار خود رادر این مسیر انجام دهید. همیشه نهایت هر چیزی را هدف بگیرید و ببینید کجا می خواهید آن کار تمام شود. این هدف شماست. به این ترتیب می توانید بر اساس برنامه ریزی های خود و مرحله به مرحله پیش بروید.
وقتی هدف شما کسب موفقیت بزرگ است، بهتر می توانید تصمیم بگیرید و با پشتکار بیشتری در مسیر رسیدن به آن هدف پیش خواهید رفت.

6. آنها در نیمه راه متوقف نمی شوند

رسیدن به هدف – هر چقدر هم که بزرگ باشد – برای افراد خیلی موفق خط پایان نیست. بلکه رسیدن به یک هدف بزرگ فقط راهی برای رسیدن به اهداف بزرگ تر و بیشتر است.
روند موفقیت زیاد در یک زمینه این مهارت را به فرد می دهد تا در زمینه های دیگر زندگی خود نیز به موفقیت های چشمگیری دست یابد. افراد بسیار موفق فقط در یک مسابقه پیروز و موفق نیستند. آنها همیشه برای بردن در مسابقات مختلف زندگی آماده تلاش هستند.

7. آنها می فروشند

در پاسخ به پرسشی که از بیشتر مدیران و صاحبان تجارت های بزرگ پرسیده شده بود، همه آنها متفق القول یکی از راهکارهای موفقیت خود را توانایی در فروش ذکر کرده اند.
لطفا در نظر داشته باشید که منظور از فروش، چاپلوسی یا تحت فشار گذاشتن خریدار نیست. فروش در اصل متقاعد کردن دیگران برای همکاری با شماست. فروش، همچنین فائق آمدن بر موانع و مخالفت های موجود است.
فروش پایه و اساس تجارت و موفقیت شخصی است: دانستن روش های مذاکره، حفظ اعتماد به نفس در مقابل طرد شدن ها، برقراری ارتباط موثر با افراد زیاد و ایجاد ارتباط و همکاری طولانی مدت، همه اصولی برای فروش خوب هستند.
وقتی شما واقعا به ایده یا شرکت خود اعتقاد دارید، دیگر به داشتن شخصیت بزرگ و مهم نیازی ندارید. حتی لازم نیست بفروشید فقط کافیست ارتباط برقرار کنید. به این ترتیب فروش خوبی هم خواهید داشت.

8. آنها هیچ گاه خیلی مغرور نمی شوند

برای قبول کردن اینکه اشتباه کرده اند، برای عذرخواهی کردن، برای داشتن رویاهای بزرگ، برای پذیرفتن اینکه موفقیت های خود را مدیون دیگران هستند، برای تقاضای کمک، برای شکست و برای تلاش دوباره، افراد موفق خیلی موفق هستند.

اگر شما هم تجربه یا نظری در این زمینه دارید، آنرا با ما درمیان بگذارید

منبع: برترینها


صفحه5 از8

پکیج و رادیاتور پرند


 

 

 

مشاغل و كسب و کارها

Menu

شهر اینترنتی پرند

اولین و بزرگترین سامانه ارائه خدمات الکترونیکی جهت دسترسی هر چه بهتر و سریعتر شماهمشهریان گرامی به اطلاعات کسب و کار و سایر نیازمندیها در شهر جدید پرند می باشد.

 تماس با ما

Go to top