پنج شنبه, 23 -8156 10:07

 


 

 

كارافريني و فناوري اطلاعات

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

هوش کسب و کار (Business Intelligence) که به اختصار BI خوانده می شود، به فرایند تبدیل داده های خام به اطلاعات کسب و کار مدیریتی گفته می شود که به مدیران سازمان کمک می کند تا تصمیمات خود را سریع تر و بهتر اتخاذ کنند و بر اساس اطلاعات صحیح، عملکرد درست و سنجیده ای از خود نشان دهند. به کمک هوش کسب و کار می توان کاوش و تحلیل اطلاعات را ساده نمود.

 

 حجم عظیم داده ها، مشکلات همگانی

بسیاری از شرکت ها حتی شرکت های متوسط معمولا روزانه با حجم انبوهی از داده ها سر و کار دارند که در پایگاه داده و مدیریت آن، ساده به نظر برسد ولی وقتی به این نکته دقت کنیم که برای مثال، سیستم پرداخت دستمزد کارکنان و سیستم دریافت سفارش از مشتری هر کدام به خودی خود یک پایگاه داده محسوب می شود، آن وقت می توانیم تا حدودی دشواری کار را درک کنیم.

هوش کسب و کار چیست و به چه کار می آید؟

 این پایگاه های داده معمولا با تراکنش های مختلفی تنیده هستند که از آن جمله می توان به دریافت سفارش از مشتری و انجام برخی عملیات مالی اشاره کرد. پایگاه های داده هر اندازه هم که مفید و ضروری باشند، برای این آفریده نشده اند که با هم ارتباط برقرار کنند یا کاربران اطلاعات آنها را به روش های غیر موسوم تحلیل نمایند. حتی تهیه خلاصه ای ساده از حجم کوه پیکر اطلاعات، کاری است که پایگاه های داده از عهده انجام آن بر نمی آیند. این جا است که هوش کسب و کار با قدرت تمام وارد صحنه می شود.

 

اهداف تجاری استفاده از هوش کسب و کار

در مورد هوش کسب و کار، سخن بسیار است که البته بیان همه آنها در این مجال نمی گنجد ولی اگر بخواهیم برخی مزایای استفاده سازمانی از هوش کسب و کار را بیان داریم، می توانیم نکات ذیل را فهرست کنیم:

 

1- توانایی مشاهده اطلاعات از منابع مختلف با استفاده از یک واسط ساده، مثل دیدن آن دسته از اطلاعات فروش که با هزینه های سازمانی نرتبط است.

 

2- توانایی مشاهده خلاصه ای از داده های پراکنده در بخش های مختلف سازمان، مثل حقوقی که به کارمندان پرداخت شده، فروش کل شرکت برای یک دوره زمانی مشخص و مانند آن.

 

3- توانایی مشاهده اطلاعات بر محور زمان، مثل مقایسه اطلاعات دیروز، ماه گذشته و فصل آخر پنج سال گذشته با هدف مشاهده تغییراتی که سازمان در طول زمان به خود دیده است.

 

4- توانیی ارایه پاسخ به سوا چه می شد اگر... بر اساس اطلاعات تاریخی. برای مثال با استفاده از سیستم هوش کسب و کار پاسخ این سوال تا حدودی برای مدیران روشن می شود که اگر به فرض فروش شرکت در یک دوره مشخص ده درصد بالا رود، هزینه های ضروری از قبیل خرید تجهیزات جدید و پرداخت حقوق کارشناسان تازه استخدام شده، چه مقدار افزایش می یابد.

 

5- یکی از دلایل محبوبیت بالای هوش کسب و کار در چند سال گذشته این بوده که کارشناسان، هوش کسب و کار را به چشم یک سرمایه گذاریافزایشی در حزه فناوری اطلاعات نگاه می کنند. در واقع هوش کسب و کار از این مزیت فوق العاده برخوردار است که اولا در سیستم ها و روش های تولید سازمان دخالت نمی کند و ثانیا مخاطره استفاده از آن اندک است. به عبارت دیگر هوش کسب و کار دست و پا گیر نبوده، لازم نیست مدیران هر روز صبح که وارد دفتر کار خود می شوند، به عنوان اولین کار به سر و کله زدن با سیستم های هوش کسب و کار بپردازند.

 

6- یکی دیگر از مزایای مهم استفاده از هوش کسب و کار این است که یک راهبرد هوش کسب و کار (به شرطی که از طراحی و پیاده سازی خوبی برخوردار باشد) می تواند میزان بازگشت سرمایه را به سرعت افزایش دهد. در اهمیت این موضوع همین بس که بازگشت سرمایه گذاری فناوری اطلاعات در سازمان ها محسوب می شود.

 

برخی گمان می کنندهوش کسب و کار تنها به کار شرکت های بزرگ می آید و این دسته از شرکت ها به دلیل حجم بالای تراکنش های مالی، تعداد فراوان مشتری ها، نمایندگی ها، بازاریاب ها و مانند آن به هوش کسب و کار نیاز دارند و کسب و کارهای کوچک یا متوسط نمی توانند از هوش کسب و کار استفاده کنند یا اصلا به استفاده از این راهبرد نیازی ندارند.

 

برخی هم بر این باورند که پیادهسازی سیستم های هوش کسب و کار در شرکت های معظم، از یک سو چند ماه زمان نیاز دارد و از سوی دیگر هزینه زیادی را به منابع مالی تحمیل می کند و همین قضیه در مورد شرکت های کوچک هم صادق است و بر این اساس همان بهتر که در شرکت های کوچک دور هوش کسب و کار را خط بکشند.

 

نادرست بودن این عقیده آشکار است. در واقع دلیلی ندارد که با تمسک به این برآوردهای عجیب، شرکت های کوچک و متوسط را از مزایای پرشمار هوش کسب و کار محروم ساخت، باکه به نظر می رسد عکس این قضیه صادق است. یعنی شرکت های جمع و جور می توانند با صرف هزینه ای کمتر و با شیوه ای آسانتر، سیستم های هوش کسب و کار را در تمام بخش های مختلف سازمان خود پیاده و اجرا نمایند و از مزایای متعدد آن بهره مند شوند.

 

تنها در گوشه ای از ذهنتان این مطلب را حک کنید که بسیاری از راهکارهای فعلی هوش کسب و کار در واقع همان روش های هوشمندانه، آزمایش شده و استواری است که عمر آنها گاهی به چند دهه می رسد و اکنون در لفافه جدیدی به نام هوش کسب و کار بازنشر و عرضه می شوند.

منبع دانشنامه رشد

 

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعال

برگزیده ای از سخنان بزرگترین کار آفرینان تاریخ بشر را در این بخش خواهید دید. هر یک از این افراد تحولی اساسی در زندگی ما ایجاد کرده اند و امروزه به واسطه ابداع و اختراعشان هزاران نفر به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مشغول به کار هستند. قطعا شما به صرف خواندن این جملات تبدیل به یک کارآفرین موفق یا یک میلیونر نمی شوید ولی این سخنان ممکن است بتواند دیدگاه شما را نسبت به زندگی تغییر دهد و زمینه ساز موفقیت های آینده شما گردد. 

پانزده کارآفرین بزرگ تاریخ بشر چه می گویند؟

1. استیو جابز (Steve Jobs) بنیانگذار Apple:

"معیاری برای تعیین کیفیت باشید. اغلب افراد عادت ندارند عالی باشند ولی شما می توانید بهترین باشید."

استیو جابز و اپل نیازی به معرفی ندارند. زمانی که از Apple صحبت می کنید اولین چیزی که در ذهن شما نقش میبندد کیفیت است. در دنیای دیجیتال اپل معیار تعیین کیفیت بسیاری از محصولات است و زمانی که شما می خواهید کیفیت مثلا یک گوشی موبایل را بسنجید حتما آن را با یک گوشی اپل در همان سطح مقایسه می کنید. ایجاد کمپانی ای مانند اپل که به عنوان یکی از بهترین برند ها در دنیای دیجیتال شناخته شده است فقط از فردی مانند استیو جابز با تفکری مانند آنچه در بالا آمده است امکان پذیر است. او نمی گوید برای کیفیت معیاری تعریف کنید او می گوید به گونه ای زندگی کنید که شما را به عنوان معیاری برای تعیین کیفیت بشناسند.

 

2. ریچارد برانسون (Richard Branson) بنیانگذار Virgin Group:

"بزرگترین علاقه مندی من در زندگی این بوده است که برای خودم هدف های دست نیافتنی قرار دهم و سپس تمام سعی خودم را برای رسیدن به این اهداف به کار بندم."

زندگی ریچارد برانسون دقیقا براساس همین جمله بنا نهاده شده است. اگر به لیست کارهایی که او کرده و شرکت هایی که راه اندازی نموده است نگاه کنید نمی توانید باور کنید که تمام اینها را یک شخص در مدت 50 سال فعالیت کاری خود انجام داده است . او را به عنوان یکی از بزرگترین سرمایه گذاران دنیا می شناسند که زمینه فعالیتش بسیار وسیع و گسترده است. از راه اندازی شرکتی برای فروش آهنگ های موسیقی تا راه اندازی یک خط هواپیمایی تا فعالیت در زمینه موبایل تا راه اندازی یک انتشارات کتاب، تا فعالیت در زمینه سلامتی و شاخه های متنوع و اغلب نا مربوط به هم . ریچارد برانسون در حال حاضر مالک بیش از 400 شرکت در زمینه های فعالیت گوناگون می باشد و سرمایه خالص وی در سال 2014 بالغ بر 5 میلیارد دلار تخمین زده شده است.

 

3. جان دی راکفلر (John D. Rockefeller) بنیانگذار Standard Oil:

"پیدا کردن یک دوست در یک تجارت خیلی بهتر از پایه گذاری یک تجارت بر اساس یک رابطه دوستانه است."

راکفلر را می توان از اولین میلیاردهای قرن بیستم دانست. او یکی از تاثیر گذارترین افراد در شکل گیری اقتصاد آمریکا است و از اولین کسانیست که با پایه گذاری یک شرکت نفتی وارد تجارت نفت به شکلی که امروزه وجود دارد، شده است.

این جمله راکفلر در کسب و کارهای امروزی نمود بسیاری دارد. بسیاری از افراد به صرف داشتن یک جمع دوستانه تصمیم می گیرند یک کسب و کار را شروع کنند. کسب و کاری که بر پایه یک رابطه دوستانه شروع شده باشد ممکن است کار کند ولی همواره تحت تاثیر احساسات و روابط دوستانه اشخاص گروه خواهد بود و به همین دلیل است که این شکل از تجارت ها عموما با شکست روبه رو می شود و حتی رابطه دوستانه افراد درگیر را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. پس فراموش نکنید دوستان خوب الزاما شرکای کاری خوبی برای هم نخواهند بود.

 

4. توماس ادیسون (Thomas Edison) مخترع لامپ :

"من هیچ وقت شکست نخوردم من فقط 10 هزار راه پیدا کردم که به هدف نمی رسید."

بدون شک توماس ادیسون یک انسان فوق العاده و یکی از تاثیر گذارترین افراد در شکل گیری زندگی صنعتی امروزه ماست. علی رغم اینکه عمده شهرت وی برای اختراع لامپ می باشد ولی او در طول زندگی خود بیش از 1000 اختراع به ثبت رسانده است که بسیاری از آنها پایه گذار شکل گیری ابزارهایی است که امروزه ما در زندگی خود از آن استفاده می کنیم. اگر بخواهیم از دیدگاه ما به زندگی این مرد بزرگ نگاه کنیم احتمالا خواهیم گفت او برای هر موفقیتی که به دست آورده است بارها شکست خورده ولی از دیدگاه ادیسون همه اینها تجربه هایی بوده است که به او در پیدا کردن راه درست کمک کرده اند. اگر شما یاد نگیرید که به اشتباهات خود به عنوان یک معلم نگاه کنید هیچ وقت به موفقیت نخواهید رسید.

 

5. ری کراک (Ray Kroc) رئیس افسانه ای مک دونالد :

"شانس با تلاش ارتباط مستقیم دارد. هر چه قدر بیشتر تلاش کنید خوش شانس تر خواهید بود. "

ری کراک رئیس افسانه ای مک دونالد و کسی که مک دونالد را به غول صنعت رستوران های فست فود در دنیا تبدیل کرد، طعم موفقیت را در دهه ششم زندگی خود چشید. او برای رسیدن به موفقیت 30 سال تلاش کرد و زمانی به موفقیت رسید که شاید از نظر خیلی ها زمانی برای بازنشستگی باشد.

اگر در حال حاضر مک دونالد با ارزشی بالغ بر 35 میلیارد دلار در بیش از 110 کشور دنیا با 35 هزار شعبه و بیش از 440 هزار کارمند مشغول فعالیت است تنها به این دلیل است که فردی مانند ری کراک با تفکر "شانس یعنی تلاش" در راس آن بوده است. پس اگر فکر می کنید که در زندگی انسان خوش شانسی نیستید به میزان تلاش خودتان نگاه کنید.

 

6. دونالد ترامپ (Donald Trump) رئیس سازمان ترامپ :

"گاهی اوقات شما با شکست در یک نبرد، راهی برای پیروزی در جنگ پیدا می کنید. "

دونالد ترامپ تاجر، سرمایه گذار، نویسنده و مجری مطرح امریکایی است که کار خود را با سرمایه گذاری در بازار املاک امریکا شروع کرد و کم کم دامنه فعالیت خود را گسترش داد و تبدیل به یکی از ثروتمند ترین افراد جهان گردید.

زندگی ترامپ دقیقا تعبیری از جمله ایست که در بالا آورده شده است. او در سال 1990 و در اوج شهرت و ثروت به دلیل عدم توانایی در بازپرداخت وام 2 میلیارد دلاری بر شکست شد و اگر چه در اثر این اتفاق اکثر دارایی خود را از دست داد ولی دوباره به دنیای تجارت بازگشت و حتی به موفقیتی بیشتر از قبل دست یافت. وی روش خود را برای عبور از بحران و بازگشتن به اوج در دو کتاب "هنر بقا" و "هنر بازگشت" به نگارش در آورده است.

 

7. بیل گیتس (Bill Gates) بنیانگذار Microsoft :

"موفقیت یک معلم فریبکار است . او به افراد باهوش تلقین می کند که شما هیچگاه اشتباه نمی کنید."

جمله ای بسیار زیبا از یکی از موفق ترین و ثروتمندترین افراد دنیا. موفقیت ها بسیار کمتر از اشتباهات به ما درس میدهند زیرا موفقیت می تواند این حس را در ما به وجود آورد که راه بهتری برای انجام کاری که در آن موفق بوده ایم وجود ندارد و این بزرگترین دلیلیست که اغلب افراد از یک حدی بیشتر پیشرفت نمی کنند.

گیتس بعد از کناره گیری از مدیریت مایکروسافت نیز دست از تلاش بر نداشت و به موفقیت های قبلیش در مایکروسافت قانع نشد. او به همراه همسرش بنیاد بیل و ملیندا گیتس را تاسیس کرد که در حال حاضر بزرگترین بنیاد خیریه دنیا می باشد. حجم کمک های بشر دوستانه این بنیاد به بیش از 34 میلیارد دلار می رسد ولی با اینحال همچنان بیل گیتس جزو 5 ثروتمند برتر دنیا می باشد.

 

8. والت دیزنی (Walt Disney) بنیانگذار کمپانی والت دیزنی :

"یکی از بهترین انواع تفریحات انجام دادن کارهای غیر ممکن است."

والت دیزنی بنیانگذار کمپانی دیزنی و خالق برجسته ترین انیمیشن های قرن بیستم نیازی به معرفی ندارد. حتما هر یک از ما خاطره ای خوش با یکی از انیمیشن ها یا شخصیت های کارتونی والت دیزنی در ذهن خود داریم. بسیاری از تکنولوژی ها و ایده های تجاری که دیزنی در خلق آثار خود استفاده می کرد تا قبل از او وجود نداشتند و انجام دادن آنها غیر ممکن به نظر می رسید. نکته مهم این است که او به چشم یک تفریح به انجام دادن کارهای غیر ممکن نگاه می کرد یعنی کاری که از انجام دادن آن لذت میبرد و شاید این یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت دیزنی بوده است. چند نفر از ما از کاری که انجام می دهیم لذت می بریم؟

 

9. سام والتون (Sam Walton) بنیانگذار وال مارت :

"داشتن بالاترین سطح انتظار، کلید موفقیت در هر چیزیست."

حتما تعجب خواهید کرد زمانی که بشنوید تعداد کارمندان فروشگاه های زنجیره ای وال مارت در سراسر دنیا از جمعیت اکثر کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشتر است. تعداد کارمندان این فروشگاه که بنیانگذار آن سام والتون در سال 1962 بوده است به بیش از 2.2 میلیون نفر در سراسر دنیا می رسد و این فروشگاه ها در حال حاضر بالغ بر 11 هزار شعبه در سراسر دنیا دارند.

سام والتون بنیانگذار بزرگترین فروشگاه زنجیره ای دنیا به نکته بسیار مهمی در این جمله اشاره می کند. او می گوید زمانی که شما بالاترین سطح انتظار را نسبت به خود، دیگران و محیطی که در آن زندگی یا کار می کنید داشته باشید محیط شما نیز سعی در بر آورده کردن این انتظارات می نماید و شما را به سمت موفقیت رهنمون می کند. زمانی که شما از خودتان انتظار دارید که کاری را به بهترین نحو انجام دهید تمام سعی خود را خواهید کرد که آن کار را به بهترین شکل انجام دهید. زمانی که از اطرافیان خود انتظار دارید که بهترین بر خورد را با شما داشته باشند آنها نیز سعی در بر آورده کردن این انتظار خواهند داشت. و به طور کلی زمانی که سعی می کنید همه چیز به بهترین شکل باشد زندگی شما نیز بر همین اساس تنظیم خواهد شد.

 

10. جف بزوس (Jeff Bezos) موسس سایت آمازون :

"برند شما آن چیزی است که مردم در مورد شما می گویند، زمانی که شما در اطاق نیستید."

اگر تنها یک نفر وجود داشته باشد که بتواند در باره برند و برند سازی صحبت نماید آن فرد کسی نیست جز جف بزوس بنیانگذار Amazon.com. کمپانی آمازون در سال 2010 به عنوان قابل اعتماد ترین برند در آمریکا شناخته شده است و این گواهیست بر آنچه در خصوص جف بزوس گفتیم. مردم بارها از آمازون خرید می کنند زیرا می دانند که خریدی مطمئن خواهند داشت و آنچه که به دستشان خواهد رسید همان چیزیست که انتظار دارند. ایجاد همچین کمپانی ای که شاید بتوان آن را پایه گذار خرید اینترنتی و تجارت الکترونیک نامید تنها از کسی مانند جف بزوس با تفکری مانند آنچه در بالا بدان اشاره شده است ساخته است: ارائه خدمات به نحوی که مشتریان شما بزرگترین مشوق برای خدمات شما باشند..

 

11. لری الیسون (Larry Ellison) بنیانگذار کمپانی اُراکل :

"زمانی که شما شروع به نو آوری می کنید، باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند."

نو آوری در هر کاری بسیار سخت است زیرا شما همواره در مقابل آدم هایی قرار میگیرد که به دلیل عدم درک درست از کاری که شما مشغول انجام آن هستید، سعی در این خواهند داشت که به شما بقبولانند که قادر به انجام آن کار نخواهید بود و یا کاری که می کنید نتیجه احمقانه ای خواهد داشت. و به اعتقاد لری الیسون پنجمین مرد ثروتمند دنیا، آنچه که در این مسیر می تواند به شما کمک کند که تمام این انتقادات و حتی توهین ها را پشت سر بگذارید و در کاری که شروع کرده اید به موفقیت برسید، اعتقادی خواهد بود که شما به خودتان و کارتان دارید. به قول هنری فورد : اگر شما فکر میکنید که می توانید پس حتما می توانید.

 

12. هنری فورد (Henry Ford) بنیانگذار کمپانی فورد :

 

"چه شما فکر کنید که می توانید کاری را انجام دهید و چه فکر کنید که نمیتوانید آن کار را انجام دهید، در هر دو حالت درست فکر می کنید."

کمتر کسی است که محصولات کمپانی عظیم خودروسازی فورد را نشناسد. هنری فورد بنیانگذار یکی از عظیم ترین کمپانی های خودروسازی و از موفقترین و ثروتمند ترین افراد تاریخ در این جمله به اهمیت طرز فکر در رسیدن به موفقیت اشاره می کند. او می گوید اگر شما فکر می کنید که در کاری موفق خواهید شد پس در آن کار به موفقیت خواهید رسید و اگر فکر می کنید توان انجام کاری را ندارید پس قادر به انجام آن نخواهید بود. در حقیقت این طرز فکر شما و نوع نگرش شما به زندگی است که می تواند عامل موفقیت یا شکست شما گردد.

شرکت فورد در حال حاضر بیش از 180 هزار کارمند در سراسر دنیا دارد و دارایی های این شرکت در سال 2014 بیش از 200 میلیارد دلار تخمین زده شده است.

 

13. کارلوس اسلیم (Carlos Slim) صاحب کمپانی Telecoms :

"زمانی که شما برای تفکرات و اعتقادات دیگران زندگی می کنید، در حقیقت شما مرده اید."

کارلوس اسلیم را می توان ثروتمند ترین مرد دنیا دانست. او برای سه سال متوالی و از سال 2010 تا سال 2013 در لیست ثروتمند ترین افراد دنیا همواره نفر اول بوده است. او صاحب بیش از 200 شرکت در دنیا می باشد و سرمایه خالص او در سال 2014 بالغ بر 80 میلیارد دلار بر آورد شده است.

از دیدگاه کارلوس اسلیم تنها یک عقیده در خصوص آنچه شما انجام می دهید در دنیا مهم است و آن عقیده و نظر خود شماست. شما نمیتوانید طوری زندگی کنید که موجبات خشنودی همه را فراهم کنید و اگر تلاش خود را در این راستا به کار بندید قطعا زندگی خود را به هدر داده اید. پس طوری زندگی کنید که خودتان دوست دارید نه آن طور که بقیه می پسندند.

 

14. ماری کی اش (Mary Kay Ash) بنیانگذار کمپانی آرایشی بهداشتی ماری کی :

"الزاما افراد با استعداد با انبوهی از ایده های ناب بهترین ها نیستند. بهترین ها کسانی هستند که حتی اگر فقط یک ایده دارند رسیدن به آن را دنبال می کنند."

ماری کی اش را می توان سر آغاز حضور موفق زنان در دنیای تجارت دانست. او اولین زنیست که در قرن بیستم به موفقیت در دنیای تجارت رسید و راه را برای حضور زنان در دنیای تجارت باز کرد. او تجارت خود را با همکاری پسرش و با سرمایه اندک 5000 دلاری و در دهه 50 زندگی آغاز کرد و توانست پایه گذار کمپانی لوازم آرایشی و بهداشتی "ماری کی" یکی از معتبرترین برند ها در دنیای لوازم آرایشی گردد. همچنین ماری کی را از بنیانگذاران بازاریابی شبکه ای و فروش مستقیم می دانند.

نکته ای که یکی از موفقترین زنان قرن بیستم بدان اشاره می کند این است که ایده به تنهایی شما را به موفقیت نخواهد رساند. ایده ای که اجرایی نگردد فقط در حد یک ایده باقی خواهد ماند و آنچه که می تواند عامل موفقیت باشد نه استعداد ذاتی شما، بلکه پیگیری و تلاش شما در رسیدن به موفقیت است.

 

15. لری پیج (Larry Page) بنیانگذار گوگل :

"زندگی دو شانس به شما داده است: یکی اینکه تغییراتی بزرگ در دنیا به وجود آورید و دیگری اینکه تغییراتی کوچک در کسانی که دوستشان دارید. هر دو اینها شانس های فوق العاده ای هستند و فراموش نکنید که فرصت شما بسیار کوتاه است و خیلی زودتر از آن چیزی که تصور کنید به پایان خواهد رسید."

یک جمله بسیار زیبا برای پایان دادن به این مقاله از زبان فردی که بنیانگذار بزرگترین کمپانی اینترنتی در دنیا می باشد. گوگل در حال حاضر بیش از 50 هزار کارمند در سراسر دنیا داشته و ارزش دارایی های این شرکت به بیش از 110 میلیارد دلار می رسد.

تغییراتی که لری پیج و گوگل در دنیای تکنولوژی پدید آوردند بر هیچ کسی پوشیده نیست. تعبیر ایجاد تغییرات بزرگ در دنیا در مورد آنچه که با آمدن گوگل در دنیای اینترنت روی داد، کاملا صدق می کند. و آنچه که بسیار اهمیت دارد این است که لری پیج تغییرات بزرگ در دنیا را هم سطح ایجاد تغییرات کوچک در کسانی که دوستشان دارید قرار می دهد. ما چه قدر در زندگیمان برای رسیدن به این دو هدف تلاش می کنیم؟

منبع: لاپلاس

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

 بزرگترین شرکت های دنیا زمانی کوچک بودند، پس اگر شما هم کسب و کار کوچکی راه اندازی کرده اید، خودتان را جدی بگیرید و از همین ابتدای کار، اصول مدیریتی را رعایت کنید. به شما تبریک می گویم؛ در راه بزرگی قدم گذاشته اید.

 

 

در دنیای کسب و کارهای امروز، خلاقیت از مهترین عوامل موثر در پیشرفت شماست. متفاوت فکر کنید و تفاوت ها را اجرا کنید.

مشتریان امروزی عاشق تغییر اند و پولشان را برای کسب تجربه های جدید خرج می کنند. سیستم سنتی خود را بشکنید و به خلق تمایز فکر کنید.

 

خلاقیت و ایجاد تمایز لزوما انجام یک کار عجیب و غریب نیست. حقیقت این است که شاید شما نتوانید یکسری اصول را تغییر دهید. بیش از 80% کالاهای هر صنف شبیه هم هستند، اما این شما هستید که باید آنها را بفروشید و مشتریان عموما جذب شیوه فروش شما می شوند، تا کالایی که خریداری می کنند.

 

ـ شما به عنوان یک مدیر نوپا باید سازمان خود را به صورت افقی گسترش دهید، زیرا برقراری ارتباط بین مدیران و پرسنل را آسان می کند و باعث ایجاد خلاقیت بیشتری می شود.

 

ـ قدرت نهفته پرسنل خود را باور کنید و با رعایت اصول مدیریتی، آنها را در انجام کارهایشان آزاد بگذارید. معمولا نوآوری ها بر اثر یک اتفاق و در یک لحظه رخ می دهند و اگر شرایط مناسب طرح و اجرای اولیه برای کارمندان وجود نداشته باشد، ممکن است آن ایده سوخت شود!

 

پرستیژ مدیریتی را فراموش کنید

 

ـ هیچ گاه به دنبال نتیجه سریع و فوری نباشد. تجربه شخصی به من ثابت کرده است هر کارمندی برای اجرای درست کارهایش به یک زمان معین نیاز دارد و این زمان برای هرکس متفاوت است. سعی کنید پتانسیل های اجرایی کارمندانتان را بشناسید و به میزان توان و سرعت عملشان، فرصت مناسبی برای انجام کارها در اختیارشان بگذارید.

 

ـ افق زمانی مناسب برای خود داشته باشید. شما باید بتوانید آینده کوتاه مدت و بلند مدت کاری خودتان را توضیح دهید. بیان جزئیات در پیشرفت شما تأثیر بسزایی دارد. به عنوان یک مدیر باید بتوانید نقشه راه خود را ترسیم کنید. پیش بینی مسیر پیش رو به طرز چشمگیری شما را برای مدیریت اتفاقات ناخواسته آماده می کند.

 

ـ خودتان را برای پرداخت هزینه نوآوری آماده کنید. بدون شک در مسیری که سراسر آزمون و خطاست، احتمال شکست نیز وجود دارد. شما باید قدرت ریسک پذیری بالایی داشته باشید و پرسنل خود را برای نوآوری های تازه تشویق کنید. ویژگی ذاتی نوآوری این است که قدرت باورنکردنی را به کسب و کار شما می دهد. پس بهای رسیدن به این گنج بزرگ را بپردازید و آن را به دست بیاورید.

 

ـ پرستیژ مدیریتی را فراموش کنید. متأسفانه در جامعه ما که اکثر اقتصاد آن دولتی است، پشت میز نشینی و رفتار دگم و بسته تبدیل به پرستیژ کاری شده است. در کسب و کارهای خرد، مدیریت بیش از آنکه به پرستیژ نیاز داشته باشد، نیازمند حضور موثر در صحنه اجرا و بینش صحیح نسبت به فرآیند امور است. سعی کنید ارتباط تنگاتنگی با پرسنل خود داشته باشید و از ایده ها و روش های اجرایی آنها با خبر شوید تا در مواقع حساس قدرت تصمیم گیری داشته باشید و غافلگیر نشوید. البته این موضوع به معنای دخالت در امور کارمندان نیست.

 

منبع: تابناک باتو

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

اگر فکر میکنید کاری را میتوانید انجام دهید، یا نمیتوانید؛ در هر صورت درست فکر کردید ” __هنر فورد (موسس شرکت FORD)

میلیونر و یا میلیاردر شدن در زندگی امروز تبدیل به یک آرزو شده است که فقط میشه تو عکس ها دید… انگار تو زندگی واقعی یه همچین زندگی چشمگیری امکان نداره اتفاق بیافته، اما این دیدگاه به کلی اشتباه است.

میلیاردر شدن در جوانی کاملا امکان پذیر است و برای آسودگی خاطرتان باید بگویم هیچ دخلی به اوضاع شرایط کشور، اوضاع شرایط خانوادگی و حتی سرمایه اولیه تان نیز ندارد.

شما با صفر ریال سرمایه هم میتونید شروع کنید و میلیاردر شوید، در دنیای کارآفرینی پول هیچ معنایی برای شروع ندارد و تنها، عامل سرعت بخشیدن به رشد کسب و کار است.

اما ما 11 قدم برای شما مشخص کردیم که تمام افرادی که به ثروتی رسیدند قبل از 30 سالگی آنرا با دقت اجرا کردند (همینطور شما)

این 11 قدم قرار نیست شما را میلیاردر کند(!) بلکه به شما کمک میکند تا خودتان میلیاردر شوید. آن هم نه فقط یکبار ، هربار که خواستید میتوانید این اصول را رعایت کنید تا ببینید چطور سریع تر ،راحت تر به پول بیشتری خواهید رسید :

 چطور قبل از 29 سالگی تبدیل به یک میلیاردر شویم ؟

11 قدم برای اینکه قبل از 29 سالگی تبدیل به یک میلیاردر شویم :

1. دنبال پول باشید : در اوضاع اقتصادی امروز نه تنها در ایران بلکه در هر کشوری پول درآوردن سخت و نگه داشتن آن سخت تر است. اما شما برای اینکه میلیاردر شوید باید این اصل را رعایت کنید و تمرکزتان را بر روی افزایش درآمدتان قرار دهید. اجازه ندهید درآمد شما بر روی شما کنترل داشته باشد بلکه شما باید بر روی درآمدتان کنترل داشته باشید.

اگر اوایل کار کمی دشوار بود کاملا طبیعی است اما از لحظه ای که شروع کنید بر روی درآمدتان تمرکز کنید و سطح رضایتتان را بالا ببرید به طرز عجیبی درآمدتان نیز بیشتر خواهد شد.

 

2. نقش میلیاردر ها را بازی نکنید؛ خود میلیاردر باشید : قبل از اینکه کسب و کارتان را راه اندازی کنید و از درآمد ماهیانه ثابت آن خیالتان راحت باشد لازم نیست پول هنگفتی را برای بدست کردن ساعت های گران قیمت لوکس کنید و یا تمام پولتان را که قرار است وارد کارتان کنید بدهید تا یک ماشین خوب سوار شوید تا به دیگران نشان دهید شما میلیاردر هستید.

شما باید اول میلیاردر باشید و بعد آنرا نشان دهید. اگر “نشان دادن” بر “بودن” تقدم پیدا کند قطعا شما هم مانند قشر متوسط جامعه هیچوقت نخواهید توانست از این مخمصه بیرون بیایید.

 

3. پس انداز کنید که سرمایه گذاری کنید؛ برای پس انداز کردن پس انداز نکنید : تنها دلیل پس انداز پولتان باید سرمایه گذاری باشد. پولتان را هرچقدر که باشد در حسابی امن و دور از دسترستان قرار دهید و از آن هرگز استفاده نکنید – حتی روز مبادا (تا باعث شود اصل اول تقویت شود).

اگر فعلا جایی برای سرمایه گذاری پیدا نمیکنید بهتر از در بانک پس انداز کنید؛ مرتب و بدون برداشت.
(توصیه میشود این مطلب را بخوانید : 12 توصیه قدرتمند سرمایه گذاری از نفر شماره یک سرمایه گذاری دنیا : وارن بافت)

 

4. از بدهی هایی که برایتان پولساز نیستند دور باشید : این اصل میتواند تفاوت شما (یک میلیاردر) با افراد عادی باشد. اگر دقت کنید تمام افراد سطح متوسط جامعه پولشان را صرف خرید وسایل گران قیمت خانگی میکنند : تلوزیون، ماشین و … اما افراد ثروتمند ابتدا پولشان را سرمایه گذاری میکنند و بعد با درآمد آن پول شروع به خرید میکنند.

قبل از آنکه بخواهید پولی خرج کنید و یا قرض بگیرید از خودتان بپرسید : آیا با خرج/قرض کردن این پول، قرار است پول بیشتری بدست آورم؟ یا قرار است پول از دست بدهم؟

 

5. خسیس باشید : افراد عادی آرزو میکنند میلیونر شوند اما افراد میلیاردر آنرا در اولویت خودشان قرار داده اند… اگر میخواهید میلیاردر شوید و میلیاردر بمانید باید یاد بگیرید آنرا در اولویت خودتان قرار دهید. باید پول درآوردن و خرج کردن آن حساب شده باشد. فکر و ذکرتان در مورد سرمایه گذاری و کارآفرینی باشد.

اگر به پولتان اهمیت ندید و ولخرجی کنید؛ تعجبی ندارد که پول هم به شما اهمیت نمیدهد زیرا قدرش را نمیدانید.

 

6. پول تعطیلی ندارد : پول ،نه میداند خواب چیست، نه مسافرت و تفریح میرود و نه بیکار مینشیند (شما هم همینطور) پول عاشق آدم هایی است که کار میکنند. ازینکه 2 ساعت بیشتر کار کنید هراس نداشته باشید. شما اگر میخواهید میلیاردر باشید باید خیلی از کارهایی را که قبلا انجام میدادید را انجام ندهید(12 ساعت خوابیدن) و خیلی از کارهایی را که قبلا انجام نمیدادید انجام دهید (حداکثر 6 ساعت خواب)

اگر کمتر بخوابید (طوری که به سلامتی تان ضرر نرساند) و بیشتر کار کنید بدون شک شما جلوتر از دیگران برای رسیدن به موفقیت و ثروت هستید.

 

7. فقیر بودن هیچ افتخاری ندارد : یکی از جملات معروف بیل گیتس : اگر شما فقیر به دنیا آمدید؛ این تقصیر شما نیست. اما اگر فقیر از دنیا بروید قطعا شما مقصر هستید.

اگر فقیر باشید هیچ افتخاری ندارد.
همه میتوانند فقیر باشند اما افراد خیلی معدودی میتوانند میلیاردر شوند. شما تا میتوانید باید از فقر و زندگی با درآمد ناچیز دور بمانید. سعی کنید مانند میلیاردر ها زندگی و کار کنید. به قول معروف به جای اینکه چایی کم مصرف کنید تا صرفه جویی کنید اصل 1 را رعایت کنید و مانند ثروتمندان دست و دلباز برای خودتان چایی درست کنید.

 

8. یک مشاور میلیاردر داشته باشید : اگر این نوشته را میخوانید احتمالا اوضاع مالی میلیاردی ندارید و میخواهید داشته باشید پس بهتر است این اصل را حتما رعایت کنید.

شما نیاز به فردی دارید که میلیاردر است تا از او تقلید کنید. به همین سادگی. باید افکار، رفتار و نصیحت های یک میلیاردر را بشناسید. مهم نیست آیا راهی که به شما برای میلیاردر شدن توصیه میکند درست است یا نه شما میخواهید به طرز فکر و رفتار این افراد آشنا شوید. شاید راهی که او رفته راه شما نباشد اما رفتار و شخصیتی که در این راه داشته با دیگر میلیاردر ها حتما مشترک است.

 

9. پولتان را بفرستید باشگاه بدنسازی : شما باید یاد بگیرید چطور کاری کنید که پولتان برای شما کار کند. شما باید پول دربیاورید، آنرا سرمایه گذاری کنید تا پولتان برای شما کار کند و شما راحت تر پول بیشتری برای سرمایه گذاری بدست آورید.

برای مثال اگر پولی بدست آورده اید از پس انداز و یا … آنرا اگر در بانک قرار دهید. ماهیانه مقداری به پول شما اضافه میشود. این مثال ساده کار کردن پولتان است.

 

10. برای ماهیانه 1 میلیارد برنامه ریزی کنید؛ نه 1 میلیون : بزرگ فکر کنید. از فکر کردن به رویاهای بزرگ نترسید. اگر رویاهایتان شما را نمی ترساند پس به اندازه کافی بزرگ نیستند.

اگر کاری را میخواهید شروع کنید خیلی کوچیک و گام به گام شروع کنید به تکمیل آن اما اگر میخواهید آینده کسب و کارتان را تصور کنید بزرگ فکر کنید. بزرگ فکر کردن باعث میشود در ضمیر ناخودآگاه شما تصویری از آینده کاری که میخواهید انجام دهید شکل بگیرد و ناخودآگاه شما را به آن سمت ببرد.

 

11. کارآفرینی کنید : اگر میخواهید میلیاردر شوید باید کارآفرین شوید. هیچ راه دیگری ندارد. شما اگر کارمند باشید تا آخر عمرتان هم پولتان را پس انداز کنید هیچوقت نمیتوانید میلیاردر شوید. راه میلیاردر شدن چنین است : کارمندی -> خوداشتغالی -> کارآفرینی -> سرمایه گذاری

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال

من در وضعيت بسيار سخت رهبري يك پروژه غير رسمي قرار دارم و مسئوليت برنامه ريزي زماني و هزينه‌اي و عملكرد تيم پروژه بر عهده من است. چگونه مي توانم بدون تاثيرگذاري و ايجاد انگيزه در تيم كارها را پيش ببرم درحاليكه عنوان رسمي براي كسب احترام تيم پروژه ندارم.

در كتاب هاي درسي رهبري به اين موضوع اشاره مي شود كه هميشه رهبري و مسئوليت اصلي يك كار را بدون مذاكره و صحبت در راستاي عنوان شغلي و مجوز رسمي قبول نكنيد. به عبارت دگير شما بايد هميشه براي رهبري و هدايت با مجوز تلاش كنيد.

اين مشاوره بسيار باارزش است اما در دنياي واقعي ساختارهاي سازماني در بسياري موارد در حد بالايي ماتريسي است و فرصتها براي كسب ارتقا بسيار محدود است لذا زمانهايي وجود دارد كه يك رهبر آستينهايش را بالا مي زند و با تيم تعامل مي كند، اثرگذاري مي كند و كار را انجام مي دهد. در چنين محيطي تاثيرگذاري بدون مجوز مهارت با ارزشي است كه مي توانيد ياد بگيريد.

بنابراين در زماني كه تاثيرگذاري از طريق موقعيت و جايگاه يك آرزوست، بياد داشته باشيد كه روشهاي تاثيرگزاري مفيد ديگري نيز وجود دارند كه مي توانيد استفاده بسيار بهتري از آنها ببريد.

نفوذ در ديگران

شش منبع شما براي اثرگذاري بر دیگران:

     1. تاثيرگذاري  موقعيتي:

نقش و عنوان شغلي به طور ذاتي اقتدار و اختيار را به همراه مي آورد. نفوذ موقعيتي كه شايد بيش از حد در اثرگذاري آن مبالغه شده است، باعث شده تا افراد انتظار زيادي بكشند تا در شرايط آن قرار گيرند در صورتي كه راه هاي بهتري هم وجود دارد.

2. تاثيرگذاري  تخصصي:‌

اين تاثير از پيشينه شما، تجربه، مدارك و دستاوردهاي حرفه اي كه داريد سرچشمه مي‌گيرد.

نورا دنزل عضو هیئت مدیره Ericsson، Saba  و Outerwall است .هنگامي كه با رهبران ارشد فني در كنفراس بانوان صحبت مي كرد به همگي خاطرنشان كرد: «اين مهم نيست كه چه مي دانيد و چه كسي را مي شناسيد. اين مهم است كه چه كسي مي داند آنچه را كه شما مي دانيد» آيا همكاران و مديران شما از تخصص شما آگاه هستند؟ اگر نه بهترين رازدار سازمانتان نباشيد !! . راه هاي مؤثر و مناسب براي ترويج دستاوردهايتان را به منظور حداكثر كردن تاثيرگذاري تخصصتان پيدا كنيد.

    3. تاثيرگذاري  منابع:

داشتن توانايي جذب و استقرار منابعي كه براي انجام شغلتان نياز داريد، بسیار مهم است.

وقتي بودجه و كاركنان سازمان در مذيقه هستند مهم است كه نشان دهيد كه هر منبعي از شركت كه به شما اختصاص داده شده است، سرمايه گذاري خوبي بوده است و اين اشتباه را نكنيد كه منابع اضافي را كه در انجام كار شما كمكتان مي كند كم كنيد. اگر بتوانيد منبع اضافي بگيريد و از آن براي بازدهي بيشتر در سرمايه گذاري استفاده كنيد شما با صرفه جويي لطف بزرگي به سازمان كرده ايد. براي منابعي كه نياز داريد مذاكره كنيد از آنها خوب استفاده كنيد و به شما مديريت منابع بزرگتري در آينده محول خواهد شد.

4. تاثيرگذاري اطلاعاتي:

در مورد تغييرات قبل از آنكه به طور رسمي اعلام شود جستجو كنيد .مانند پروژه‌هاي جديد، فرصت هاي جديد، سازمان هاي جديد، تخصيص منابع و بودجه و برنامه هاي بلندمدت. داشتن آگاهي از اين اطلاعات كمك ميكند تا تصميم هاي بهتر و سريعتر در كسب وكار بگيريد.

با گذشت زمان ديگران به توانايي تصميم گيريهاي شما تكيه خواهند كرد. وقتي اين اتفاق بيفتد شما از تاثيرگذاري اطلاعاتي خود استفاده كرده ايد.

    5. تاثيرگذاري مستقيم:

محكم، عادلانه و حرفه اي با كسي كه خارج از محدوده خود حركت مي كند برخورد كنيد.

اينجا مكانيست كه رهبري و والد بودن مشتركات زيادي دارند. يك پدر و مادر مراقب زماني وارد مي شوند كه يك كودك خود يا ديگران را در خطر قرار دهد. زمانهايي نيز براي يك رهبر پيش مي آيد كه بايد همانطور رفتار كند. در اين مواقع بايد از نفوذ مستقيم براي كنار كشيدن فرد و داشتن يك صحبت سخت اما با عشق و محبت استفاده كرد. بهترين رهبران اين كار را بصورتي كه محكم, عادلانه, مستقيم و محرمانه انجام مي دهند.

آنها همچنين زماني را براي اشتراك ديدگاه خود براي آن فرد و نيروي كار آينده اش اختصاص مي دهند و در عمل بيشتر مانند يك مربي رفتار مي كنند تا يك رئيس.

    6. تاثيرگذاري روابطي:

اين نفوذي است كه به محض اينكه شما روابط كاري عالي با كساني كه در انجام كار و شغلتون بهشون تكيه كرده ايد يا هرفرد ديگري كه با او در تماس هستيد، ايجاد مي كنيد، رشد مي كند.

دكتر سوفي واندربروك، افسر ارشد فناوری شركت زیراکس مي گويد: «داشتن يك ايده روشن كافي نيست. من پروژه هاي بسياري را ديده ام كه توسط افراد بزرگ و پرشور رهبري شده اند و شكست خورده اند. چون سعي كرده اند كه صرفاً يك تاثيرگذار باشند. شما بايد انسانهاي مناسب را براي كار در كنارتان انتخاب كنيد و يك تعامل كامل انساني با آنها داشته باشيد.»

وقتي شما زماني را صرف مي كنيد تا ارتباطات قوي بر اساس انسانيت در سراسر سازمانتان داشته باشيد؛ كمتر نياز به تشويق يا متقاعد كردن افراد براي انجام كارها پيدا مي كنيد.

به جاي اينكه يك پيش برنده تنها براي يك ايده باشيد مي توانيد تعداد افراد زيادي را كه مي شناسيد و اعتماد داريد بدست آورديد.

پس ايده ها را بگیرید و يك تاثير بزرگ در شركت خود بگذاريد چه با داشتن يك جايگاه داراي اختيار با عنوان رسمي شغلي و چه بدون آن

 

 

صفحه7 از8

پکیج و رادیاتور پرند


 

 

 

مشاغل و كسب و کارها

Menu

شهر اینترنتی پرند

اولین و بزرگترین سامانه ارائه خدمات الکترونیکی جهت دسترسی هر چه بهتر و سریعتر شماهمشهریان گرامی به اطلاعات کسب و کار و سایر نیازمندیها در شهر جدید پرند می باشد.

 تماس با ما

Go to top